نقد و بررسی آراء فخر رازی، ثعلبی و میبدی دربارۀ آیۀ تعلق خواست انسان به مشیت الهی (تکویر: 29) بر اساس روایات تفسیری
سال
1405 / شماره پیاپی
5 /
صفحه
75-89
چکیده :
مسئلۀ اختیار و نسبت آن با ارادۀ الهی، از مهمترین مباحث کلامی و تفسیری در اندیشۀ اسلامی است. در این میان، دو رویکرد جبر و تفویض، بهعنوان دو قرائت افراطی از نسبت ارادۀ انسان و مشیت الهی مطرح شدهاند. آیۀ ۲۹ سورۀ تکویر (وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ)، از جمله آیاتی است که بهسبب ظرفیتهای تفسیری خود، زمینۀ برداشتهای متفاوتی را در این زمینه فراهم کرده است. برخی مفسران، از جمله ثعلبی، میبدی و فخر رازی، با تأکید بر وابستگی ارادۀ انسان به مشیت الهی، تفسیری ارائه کردهاند که در برخی تقریرها، به برداشتهای جبرگرایانه نزدیک میشود. در مقابل، تحلیل دقیق دلالت آیه، سیاق آن و مجموعۀ آموزههای قرآنی دربارۀ اختیار و مسئولیت انسان، نشان میدهد که مفاد آیه را میتوان ناظر به نفی استقلال انسان از خداوند، بدون نفی اختیار و مسئولیت او دانست. پژوهش حاضر، با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر آیات قرآن، روایات تفسیری و بررسی دیدگاههای تفسیری ثعلبی، میبدی و فخر رازی، به تحلیل انتقادی برداشتهای تفسیری پیرامون این آیه میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که روایات تفسیری ذیل آیه، در اصل بر وابستگی ارادۀ انسان به مشیت الهی و نفی تفویض دلالت دارند، اما تبدیل این معنا به نفی اختیار انسانی، نیازمند استدلال افزونتری است. بر اساس نظریۀ «امر بین الأمرین»، ارادۀ انسان، در طول ارادۀ الهی و در چارچوب مشیت او تحقق مییابد؛ از این رو، انسان در افعال خود، مختار و مسئول است؛ در عین آنکه قدرت و اختیار او، وابسته به فیض و ارادۀ الهی است.
کلیدواژههای مقاله :تکویر/ 29، مشیت، خواست انسان، جبر و اختیار، روایات تفسیری