پژوهشگر حوزه مهدویت، شبکهسازی وکالت، مدیریت جامعه شیعه در شرایط خفقان، مهندسی بزرگترین تغییر پارادایم حکمرانی شیعی و زمینهسازی برای گذار از دوران حضور به عصر غیبت را از مهمترین ابعاد راهبردی امامت امام حسن عسکری(ع) مطرح کرد.
مبارزات و مواضع سیاسی ائمه اطهار(ع) در برابر جریانهای حاکم منطبق با شرایط جامعه بود. امام حسن عسکری(ع) نیز در دوران امامت خویش با توجه به محدودیتهای سیاسی شدید از راههای مختلف به اتخاذ مواضع سیاسی منطقی پرداخت که نتیجه آن حفظ تشیع و ایجاد آمادگی و زمینهسازی برای غیبت امام زمان(عج) بود. خلفای عباسی نیز با وجود ضعف حاکم بر دستگاه خلافت، هیچگاه از امام و اقدامات آن حضرت غافل نشده و در نهایت ایشان را به شهادت رساندند.
مهمترین اقدام امام حسن عسکری(ع) با توجه به شرایط سیاسی حاکم بر جامعه در رابطه با فرزند بزرگوارشان حضرت مهدی(عج) آگاهی و زمینهسازی میان شیعیان برای ولادت و غیبت ایشان و اختفای این مولود مسعود در برابر مراقبت شدید دستگاه خلافت عباسی و محدودیتهای سیاسی آنها بود.
در این راستا خبرنگار ایکنا از قم با حجتالاسلام والمسلمین مصطفی رضایی نویسنده و پژوهشگر حوزه مهدویت به گفتوگو پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
جامعه شیعه چگونه برای گذار از دوران حضور به عصر غیبت آماده شد؟
غیبت امام عصر(عج)، صرفاً یک رخداد تاریخی نبود؛ بلکه عظیمترین تغییر پارادایم در ساز و کار حکمرانی شیعی محسوب میشد. تغییری که ساختار زیست مؤمنانه را دگرگون میکرد. جامعهای که قرنها با حضور ملموس و ارتباط مستقیم با امام، بحرانهای خود را حل کرده بود، اکنون باید به ظرفیت و توانایی تازهای دست مییافت تا بتواند در شرایط عدم حضور، خود را حفظ کند.
این تغییر سازوکار، تنها برای بقا نبود؛ بلکه برای این بود که مسیر حرکت تمدنی به سمت جلو و آینده، به بهانه غیبت متوقف نشود. این آمادگی، نیازمند یک جراحی دقیق در نحوه مواجهه با ولایت بود که باید در سختترین شرایط رقم میخورد.
آمادگی برای چنین گذار بزرگی، چیزی نبود که یکشبه یا با یک دستور ساده به وجود بیاید. هر کدام از ائمه اطهار(ع) پیش از امام حسن عسکری(ع)، نقشی در این زمینهسازی کلان داشتند و با ابزارهای خود، شیعه را برای دوران سخت آینده آماده میکردند؛ اما همانطور که زمان به عصر غیبت نزدیکتر میشد، سطح آمادهسازی و نوع مواجهه، متفاوت، دقیقتر و خاصتر میبود.
امام حسن عسکری(ع) در نقطه نهایی این روند ایستاده بود؛ جاییکه دیگر فرصتی برای آزمون و خطا نبود و باید تمام آموختههای دویست و پنچاه ساله پیشین، در قالب یک سیستم نهایی در ذهن و عمل جامعه شیعه نهادینه میشد.
شبکه وکالت امام حسن عسکری(ع) چگونه زمینه تداوم ارتباط شیعیان با کانون هدایت را فراهم میکرد؟
امام حسن عسکری(ع) برای زمینهسازی غیبت امام زمان(عج)، یک شبکه سری، منسجم و هماهنگ در بلاد مختلف اسلامی ایجاد کرد که عملاً به ستون فقرات جامعه شیعه تبدیل شد. این شبکه، برای این بود که شیعیان در عدم حضور فیزیکی امام، دچار تشتت نشوند و بتوانند نیازهای فکری، روحی و حتی مادی خود را از طریق یک مجرای مطمئن برآورده کنند.
شبکهسازی در عصر غیبت، عنصری کلیدی بود تا جامعه بهیکباره با غیبت رأس هرم، با خلأ و شکاف عمیقی روبرو نشود که منجر به فروپاشی درونیاش شود؛ این شبکه، حکم سیستم عصبی را داشت که پیامهای امام را به پیکره جامعه منتقل میکرد.
باید توجه داشت که غیبت، خود هدف نبود؛ بلکه یک شرط لازم برای ظهور و آمادگی بیشتر انسانها بود تا از دوران کودکی تمدنی فاصله بگیرند. قرار نبود با غیبت، سرمایهها و کشتهای پیشین انسان ۲۵۰ ساله از بین برود؛ بلکه هدف این بود که این سرمایه در غیاب امام، تکثیر شود و به بلوغ ساختاری برسد. اگر جامعهای که امام حسن عسکری(ع) پرورش میداد، نمیتوانست در غیبت امام، هویت خود را حفظ کند، غیبت نه یک فرصت برای ظهور، بلکه بستری برای انحلال شیعه میشد. پس رسالت امام حسن عسکری(ع)، حفظ پیوستگی این سرمایه تمدنی در زمان گسست ظاهری بود.
همه این ضرورتها، نقش امام حسن عسکری(ع) را از یک رهبر عادی به یک استراتژیست تمدنی راهبردی و دشوار بدل میکرد. ایشان مسئولیت آمادهسازی سختافزاری و نرمافزاری جامعه پیش از غیبت را همزمان بر دوش داشتند.
در عرصه سختافزاری، ایشان با شبکهسازی از بهترین نیروهای نفوذناپذیر، کانالی برای مدیریت معیشت و رجوع شیعیان به کانونهای فکری ایجاد کردند و در عرصه نرمافزاری، با رشد فکری و استقامتبخشی عقیدتی، شیعه را در برابر هجمههای پیچیده، فتنههای تحمیلی و انحرافاتی که حکام وقت عامدانه و سیستماتیک تأسیس میکردند، واکسینه ساختند.
اعجاز مدیریت امام حسن عسکری(ع) در شرایط بحرانی چه بود؟
عظمت کار امام عسکری(ع) با توجه به اضلاع پنهان محیطی ایشان، بیش از پیش روشن میشود و ابعاد راهبردی آن خودنمایی میکند. نخست، ایشان در اوج جوانی و در حالیکه تنها ۲۸ سال داشتند، این مأموریت سنگین تاریخی را رهبری کردند؛ دوم، ایشان نه در شرایط عادی، بلکه در یک پادگان نظامی و وضعیت زندان به سر میبردند و سوم، حکومت وقت با سختگیری تمام و نظارت امنیتی سنگین، هر حرکتی را زیر ذرهبین داشت.
این شرایط خفقان مطلق، هر رهبر دیگری را فلج میکرد، اما امام با نبوغ استراتژیک، از همین حصار برای تقویت شبکه سری بهره برد. با وجود همه این موانع سدکننده، امام حسن عسکری(ع) هدف و مأموریتی را که بر دوش داشت، به بهترین شکل ممکن پیاده کرد. ایشان بهجای آنکه در بند محدودیتهای مکانمحور گرفتار شود، با طراحی سیستمی که از کنترل حکومت خارج بود، پیوند شیعیان با امامت را تضمین کرد.
این موفقیت عملیاتی، ناشی از یک تدبیر الهی بود که ثابت کرد حتی در قلب پادگان دشمن، اگر نرمافزار فکری و سختافزار شبکهای درست طراحی شده باشد، هیچ بنبستی قادر به متوقف کردن حرکت یک تمدن موعود نیست.