تاريخ: سه شنبه 1394/1/18

380 - علامت صحت یقین

وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَكَ يَقِينِي‏[۱]

در تبیین این فراز نورانی از دعای مکارم الاخلاق راجع به علامات صحت یقین بحث می­کردیم. گذشت که در روایت صحیحه­ای از کتابکافیتعدادی از نشانه­های صحت یقین آمده است. اولین نشانه را در جلسه قبل خواندیم و آن این بود که رضایت مردم را به قیمت سخط الهی تحصیل نمی‌کند:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مِنْ صِحَّةِ يَقِينِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ لَا يُرْضِيَ النَّاسَ بِسَخَطِ اللَّهِ[۲]
اگر کسی در پرورش این خصوصیت در خود موفق شود، همه امور او را خداوند متعال رو به راه می‌کند. در روایتی آمده است که شخصی نامه‌ای به امام حسین علیه السلام نوشت و از ایشان درخواست رهنمودی کرد که برای او خیر دنیا و آخرت را داشته باشد، حضرت در جواب ایشان می­نویسد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّهُ مَنْ طَلَبَ رِضَى اللَّهِ بِسَخَطِ النَّاسِ كَفَاهُ اللَّهُ أُمُورَ النَّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النَّاسِ بِسَخَطِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى النَّاسِ وَ السَّلَامُ.[۳]
به نام خداوند بخشنده مهربان! امّا بعد؛ كسى كه در راه خشنود كردن خدا از خشم مردم، پروايى نداشته باشد، خداوند او را از كارهاى مردم، بى نياز گردانَد و خود كفايتش كند و هر كه براى جلب خشنودى مردم، خدا را به خشم آورد، خداوند او را به مردم وا گذارد. والسلام!
علامت دوم صحت و سلامت یقین این است که انتظار کمک مادی از دیگران ندارد. در ادامه همان روایت امام صادق علیه السلام می­فرماید:
وَ لَا يَلُومَهُمْ عَلَى مَا لَمْ يُؤْتِهِ اللَّهُ فَإِنَّ الرِّزْقَ لَا يَسُوقُهُ حِرْصُ حَرِيصٍ وَ لَا يَرُدُّهُ كَرَاهِيَةُ كَارِهٍ وَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ كَمَا يَفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لَأَدْرَكَهُ رِزْقُهُ كَمَا يُدْرِكُهُ الْمَوْتُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ بِعَدْلِهِ وَ قِسْطِهِ جَعَلَ الرَّوْحَ وَ الرَّاحَةَ فِي الْيَقِينِ وَ الرِّضَا وَ جَعَلَ الْهَمَّ وَ الْحَزَنَ فِي الشَّكِّ وَ السَّخَطِ.[۴]
انسان موقن چون انتظار مادی ندارد، کسی که به او چیزی نداده را ملامت و نکوهش نمی‌کند و به تعبیر دیگر به خاطر آن چیزی که خدا به او نداده است مردم را ملامت نمی‌کند. هر چه به انسان از ضرر و نفع می‌رسد از جانب خداست؛ کسی که سر رشته همه کارها به دست اوست، خداست؛ حال اگر کسی چیزی را که قرار بود بدهد نداد، انسان موقن ملامتش نمی­کند؛ چون می‌داند خدا نخواسته است که به او برسد.
حضرت این گونه توضیح تفصیلی می­دهند که حرص زدن در طلب رزق، در زیاد شدن روزی تأثیری ندارد همچنانکه اگر کسی از روزی روگردان باشد، روزی مقررش از او برگردانده نمی­شود. اگر کسی از روزی فرار کند به گونه­ای که انگار از مرگ فرار می­کند، باز هم روزی بدو خواهد رسید؛ همانطور که مرگ هم عاقبت به فراری از مرگ خواهد رسید. اگر قرار باشد چیزی به تو برسد، به تو می‌رسد، بیخود کسی را ملامت نکن، دنبال کسی هم نرو، منّت کسی را هم نکش.
بعد حضرت ادامه می­دهند: خدا بر اساس صفت عدل و قسطی که دارد و بر اساس اقدامی عادلانه، آسایش و راحتی را در یقین و رضایتمندی از خدا، و غم و غصه را در شک و سخط و نارضایی از تقدیرات الهی قرار داده است.


[۱].الصحيفه السجاديه، ص۹۳‌، الدعاء۲۰.