363
مباني شناخت

فصل هشتم :درمان بيمارى نيروى ادراك

نخستين مسئله در مورد بيمارى نيروى انديشه و ادراك اين است كه : آيا اصولاً اين بيمارى قابل درمان هست يا خير؟ آيا بيمارى هاى عقلى هم مانند بسيارى از بيمارى هاى جسمى ، قابل علاج است يا مانند برخى از بيمارى ها غير قابل درمان است؟
پاسخ اين سؤال از نظر قرآن كريم مثبت است ، مشروط به اين كه بيمارى ، مزمن نشده باشد .

بيمارى هاى غير قابل علاج

در صورتى كه تراكم زنگار اعمال ناشايست ، موجب فساد جوهر نيروى انديشه و ادراك نگردد ، بيمارى هاى عقلى قابل درمان است ، ولى اگر اين زنگارها آن قدر زياد باشد كه جوهر آينه عقل را فاسد نمايد و ميكرب هوس چنان در جان ريشه كند كه انسان ، مبتلا به بيمارى «طبع» و «ختم» شود و مرگ عقلىِ انسان فرا رسد ، در اين صورت ، بيمارى انديشه ، غير قابل علاج است و هيچ طبيب روحانى و هيچ پزشك روانشناسى نمى تواند اين بيمارى را درمان كند .
در اين مورد حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه مضمون آن را محدثان شيعه و سنى روايت كرده اند و متن آن چنين است :
إذا أذنَبَ العَبدُ نَكَتَ فى قَلبِهِ نُكتَةٌ سَوداءُ ، فَإنْ تابَ صَقُلَ مِنهَا ، فَإن عَادَ زَادَتْ حَتّى


مباني شناخت
362

كه براى انسان دو نوع حيات و زندگى مطرح مى كنند : زندگى جسم و زندگى روح ، يا حيات حسى و حيات عقلى .
از نظر قرآن و حديث كسانى كه تنها راه شناخت آنان حس است ، زندگى حيوانى دارند و كسانى كه راه شناخت هاى عقلى و قلبى براى آنان باز است ، از زندگى انسانى برخوردارند .
از نظر قرآن مواعظ الهى و سخن پيامبران تنها در هدايت كسانى كه از زندگى انسانى برخوردارند مؤثر است .
در احاديث اسلامى كسانى كه فاقد حيات عقلى هستند ، به عنوان مرده زندگان معرفى شده اند . آنچه حيات عقلى را از انسان سلب مى كند ، هوسرانى و ارتكاب كارهاى ناشايسته است .
موانع شناخت هاى قلبى ، همان موانع شناخت هاى عقلى است و درمان آنها نيز با درمان بيمارى هاى عقلى تفاوتى ندارد .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438293
صفحه از 484
پرینت  ارسال به