متعددى نازل گرديد. ابنعباس مىگويد: «قرآن به هفتلهجه (لغت نه حرف) نازل گرديد.» ۱.
ابتدا در اين كه چگونه قرآن تلاوت شود، محدوديتى وجود نداشت. برخى افراد مترادفهايى از لهجه خود و يا قواعد مربوط به عادتهاى گفتارى خود را بهكار بردند. افرادى ديگر از مترادفهاى همان لهجه استفاده كردند. مهمترين چيزى كه مىبايست تحقق مىيافت، معناى درست آيات نازلشده به [ حضرت ]محمّد صلى اللَّه عليه و آله بود.
يكى از اسباب اختلاف قرائات، اجازه تبديل كلمهاى به مترادف آن از طرف عدهاى از قاريان است. قرائت «أَصْوَبُ قِيلاً» در آيه (إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً)۲؛ و قرائت «اِلّا زَقيَةً واحِدَةً» در آيه (إِن كانَت إِلاَّ صَيحَةً واحِدَةً)۳؛ و قرائت «مَرّوا فيهِ» در آيه (كُلَّما أَضآءَ لَهُم مَشَوا فِيهِ)۴؛ نمونههاى اينگونه قرائتها هستند.
به دلايل زير، تبديل كلمات قرآن به مترادف آنها را نمىتوان پذيرفت:
1. هر كلمه در جمله و آيه، موقعيت خاصى را دارد كه كلمه ديگرى با آن موقعيت تناسب ندارد ولو آن كه مترادف آن باشد. همچنين كلمات مترادف، موقعيّتى، خاصّ خود دارند و وقتى متكلم، همه آنها را به دقّت رعايت كند، سخن او بديع خواهد بود؛ از همينجا، فصيح از غيرفصيح شناخته مىشود و قرآن كريم از اين جهت در حد اعجاز است و در تعيين مواقع كلمات متناسب، برتر از حد توانايى فصحاءِ عرب است و به همين جهت، آنان در مقابل بلاغت معجزهآساى قرآن خاضع شده و به آن اعتراف كردهاند. ۵؛
2. تبديل كلمات قرآن به مترادف آنها مبتنى بر اين حديث است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: قرآن به هفت حرف نازل شده است. چگونه مىتوان گفت كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله تبديل كلمات موجود قرآن را به كلمات ديگر تجويز كرده است، در صورتى كه اين عمل، اساس و شالوده قرآن را كه
1.سيوطى، الاتقان، ج۱، ص۴۷
2.المزمل، ۶
3.يس، ۲۹
4.البقره، ۲۰
5.معرفة، التمهيد، ج ۲، ص ۱۰۳؛ مؤدب، نزول قرآن، ص ۷۰ - ۷۱