نگاهى به تاريخ قرآن‏ - صفحه 45

معجزه هميشگى است، درهم مى‏ريزد؛ اعجاز جاودانى و حجّت همگانى بودن آن را سلب مى‏كند و شكّى نيست كه اين عمل، قرآن را از درجه اعتبار ساقط كرده و درنتيجه، اين آخرين كتاب آسمانى را مهجور و متروك مى‏سازد.
3. خداوند مى‏فرمايد: (قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‏ إِلَيَّ)؛ بگو: «مرا نرسد كه آن را از پيش خود عوض كنم جز آن‏چه را كه به من وحى مى‏شود، پيروى نمى‏كنم»۱؛ پس اگر شخص پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله مجاز نباشد از پيش خود قرآن را تغيير دهد، چگونه مى‏تواند به ديگران چنين اجازه‏اى را بدهد.
4. پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله به براءبن عازب دعايى تعليم فرمود كه مشتمل بر اين عبارت بود: «و نبيك الذى أرسلت». براءبن عازب به جاى كلمه «نبيك» مترادف آن، يعنى «و رسولك» را خواند، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بر او اشكال كرد و از اين تصرف و تبديل يك كلمه از دعا منع فرمود. اگر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله تا اين حد در الفاظ دعا دقت و سخت‏گيرى مى‏كند و كوچك‏ترين تغيير و تصرف را روا نمى‏دارد، پس چگونه ممكن است اجازه دهد در الفاظ قرآن تغيير و تبديل ايجاد شود. ۲
در حدود دوازده سال از رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله گذشته بود كه عثمان خطرهاى ناشى از آزادى قرائت‏ها را براى حال و آينده مسلمانان احساس كرد؛ از همين‏رو در جهت تهيّه متن واحدى براى تمام سرزمين‏هاى اسلامى، گام‏هايى برداشت. او اين اقدام را با يك تدبير ساده، به منصه ظهور رساند. مطابق اين تدبير، قرائت‏ها از حالا به‏بعد به متن واحدى كه برمبناى لهجه قريش نوشته شده بود، محدود مى‏شد. لهجه قريش، بديهى‏ترين گزينه به‏شمار مى‏آمد؛ زيرا لهجه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود.

عثمان، نسخه‏هايى از اين متن را به مراكز اصلى مناطق فرستاد و فرمان داد كه

1.يونس، ۱۰

2.خويى، البيان، ص‏۱۹۷ - ۱۹۸ - مترجم.

صفحه از 53