است از : لفظ موضوع از براى معنى مفرد ۱ ، و در عرف شرع در معانى متكثره استعمال گرديده كه از جمله آنهاست آنچه در اين حديث شريف مذكور است : عَنِ النَّبِيّ صلى الله عليه و آله وسلم : إنَّ اللّهَ عَهِدَ إِلَيَّ في عَلِيٍّ (ع) عَهْداً . قُلْتُ : يا رَبِّ ، بَيِّنْهُ لي . قالَ : اسْمَعْ . قُلْتُ : سَمِعْتُ . قَالَ : إنَّ عَلِيّاً(ع) آيَةُ الْهُدى وَإمَامُ أوْلِيائي ونُورُ مَنْ أطَاعَني ، وَهُوَ الْكَلِمَةُ الّتي ألْزَمْتُهَا الْمُتَّقِينَ ، مَنْ أَحَبَّني أحَبَّهُ اللّهُ ، ومَنْ أطَاعَني أطاعَهُ۲.يعنى : مروى است از حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم كه فرمودند : «به درستى كه خداى تبارك و تعالى عهد كرد با من درباره على (ع) عهد كردنى . عرض كردم : اى پروردگار من ! بيان فرما از براى من آن عهد را . فرمود خداى تعالى كه : بشنو . عرض كردم كه : شنيدم . فرمود : به درستى كه على نشانه هدايت و پيشواى دوستان من است و نور كسى است كه اطاعت كرده است مرا ، و اوست كلمه اى كه واجب گردانيدم مودت و اطاعت او را بر پرهيزگاران . كسى كه دوست دارد مرا ، دوست دارد او را و كسى كه اطاعت و فرمان بردارى نمايد مرا ، اطاعت و فرمان بردارى نمايد او را» .
و از جمله آن معانى است قوّت و قدرت و برهان و حجت ، چنانچه هر يك از دو رديف مزبور در كلمه مستعمله در «أَسْأَلُكَ بِكَلِمَتِكَ الّتي غَلَبَتْ كُلَّ شَيْءٍ» محتمل و منظور است ، و احتمال قرآن ، و اسم اعظم خداوند سبحان ، و آل پيغمبر آخر الزمان ، عليه وعلى آله صلوات اللّه الملك المنان ، در اين باب از بعضى از اصحاب ، در تفسير قول رب الارباب : « فَتَلَقَّى ءَادَمُ مِن رَّبِّهِى كَلِمَـتٍ فَتَابَ »۳ ، مروى و مسطور است ؛ چنانچه صاحب كتاب منهج الصادقين در كتاب مزبور چنين مسطور نموده كه :
در روايت ثابت شده كه چون حق تعالى آدم عليه السلام را بيافريد و در او نفخ روح فرمود ، بازنشست و عطسه داد و به الهام الهى گفت : الحمد للّه ، حقٌّ اللّه . فرمود : يرحمك ربك ، ولذلك خلقك . خداى بر تو رحمت كناد و تو را از بهر رحمت ، خلق نموده . و
1.اين معنا را ابن حاجب در ابتداى الكافية متذكر شده : «الكلمة لفظ موضوع مفرد» ، وديگر نحوى ها نيز عباراتى مشابه دارند .
2.بحار الأنوار ، ج ۲۴ ، ص ۱۷۶ ، باب ۵۰ ، ح ۶ به نقل از أمالي المفيد ، وقريب به آن در بحار الأنوار ، ج ۱۸ ، ص ۳۳۷ ، باب ۳ ، ح ۳۹ .
3.سوره بقره ، آيه ۳۷ .