مائدة الأسحار لخلّص المؤمنين الأخيار - صفحه 250

فقره سابعه است و ممكن است كه از قول مزبور معنى «غلبه» اراده شده باشد ؛ چه قول به معنى غلبه گاهى استعمال مى شود ، وليكن در اين صورت اتصاف آن به لفظ أرضاه مناسب نيست ، و ممكن است كه مراد به قول همان معنى مصدرى معروف كه در لغت فارسيه تعبير از آن به گفتن مى شود ، بوده باشد به تأويل اسم تفضيل به اسم مفعول كه مرضىّ باشد مجازاً به جهت علاقه حاصله بينهما ، و اين اضعف احتمالات ثلاثه است چنانچه اول اقوى است ، و بنا بر [ اين ] قول ، ارضى عبارت است از افضل افراد مرسلين ـ صلوات اللّه عليهم و على آله الطيبين إلى يوم الدين ـ .
تزيين ثانى : به تحقيق كه اشتهار يافته است در مصطلح نحويين انقسام توكيد ، به توكيد معنوى و توكيد لفظى ؛ اما توكيد معنوى آن تابعى را گويند كه رفع كننده احتمال تقدير اضافه چيزى است به سوى متبوع با اراده خصوص از متبوعى كه ظاهر او عموم است و در فرض اول استعمال مى كنند لفظ نفس و عين و نحو آن را [و]در فرض ثانى استعمال مى نمايند لفظ كل و كلا و كلتا و جميع و عامه و مانند آنها را .
و اما توكيد لفظى پس آن عبارت است از تكرار معنى مؤكَّد به اعاده لفظ آن با تقويت معنى مؤكَّد به مرادف آن به جهت قصد تقرير . و تكرار مذكور يا به جهت خوف از نسيان سامع است ، يا به جهت عدم اصغا يا عدم اعتناى آن به كلام متكلم و يا به جهت ابرام و الحاح متكلم است . و بيشتر اوقات توكيد لفظى در جمل استعمال مى شود و گاهى هم در مفردات استعمال مى شود ۱ ، و لكن غالب در استعمال جمله مؤكِّده است با حرف عطف كقوله تعالى : « وَ مَآ أَدْرَلـكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ * ثُمَّ مَآ أَدْرَلـكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ »۲ و قوله تعالى : « أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى * ثُمَّ أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى »۳ . و از موارد استعمال آن بدون عاطف قول شاعر است :

أيَا۴مَن لَسْتُ أقْلاهُو لا فِي الْبُعْدِ أنْسَاهُ
لَكَ اللّهُ عَلَى ذَلكَ۵لَكَ اللّهُ لَكَ اللّهُ
بعد از بيان اين مطلب بدان كه : اين فقره شريفه بر فرض مؤكِّده بودنش از براى هر يك از فقرتين سابقتين ، از قسم اول از تأكيد كه عبارت است از تأكيد معنوى نيست ، بلكه از قسم تأكيد لفظى است كه تقويت معنى مؤكد به مرادف آن شده و فايده آن ابرام و الحاح در مقام دعاست و اعتنا به شان مقسم به و هر دو مطلوب و مرغوب است .
أما الأوّل : فلِقَولِه تعالى : « ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً »۶ و شك نيست كه ابرام در دعا نوعى است از تضرع ۷ .
وأمّا الثاني : فَلاِسْتِلزامِه إظهارَ المحبّةِ والإخلاصِ إليه .

1.خ . ل : مى نمايند .

2.سوره انفطار ، آيه ۱۷ ـ ۱۸ .

3.سوره قيامت ، آيه ۳۴ ـ ۳۵ .

4.در نسخه خطى : ابا . متن موافق با نسخه روضاتى است .

5.در نسخه خطى : ذاكَ . متن موافق نقل بعضى از كتاب هاى ادبى مانند البهجة المرضيةى سيوطى است .

6.سوره اعراف ، آيه ۵۵ .

7.خ . ل : در تضرع است .

صفحه از 326