را براى ثبت و ضبط بر آنان املا مى كرده است ۱ . درباب جزئيات اين امر و نحوه ثبت آيات و ترتيب آنها هيچ اطلاعى در دست نيست ۲ . به نظر لامِنس
۳
، خداوند در آيات 16 ـ 17 سوره قيامت ۴ ، از محمّد]ص] خواسته است كه در تدوين قرآن شتاب نكند و اين امر را به خود او واگذارد تا سر فرصت آن را تغيير دهد. اما اين برداشت لامِنس نادرست است، چه تعبير تعجيل در سياق آن آيات صرفا به التزام شخصى پيامبر در تدوين بازمى گردد كه آيات يادشده او را به انتظار فرامى خوانند تا فقرات وحى به طور كامل بر او نازل شوند. نظير اين فرمان در سوره طه، آيه 114 ۵ آمده كه او را از تلاوت قرآن پيش از پايان يافتن وحى آن منع مى كند. با اين همه، تحليل ادبى سوره هاى قرآن نشان مى دهد كه محمّد[ص] خود گاهى (هراز چندى) آيات مختلفى را در مجموعه هاى بزرگ تر گرد مى آورده و اين تركيبهاى بسيار هنرى و ادبى را محصول فرايند وحيانى واحد و يكپارچه اى مى دانسته است.
وجود ساخت خطابى در بيشتر سوره ها يافتن راز اين گردآورى را بسيار دشوار مى سازد. هم از اين رو، نمى توان به درستى مشخص كرد كه گردآورى آيات نازل شده و پراكنده از مصادر مختلف در يك سوره تا چه اندازه به خود پيامبر بازمى گردد و تا چه حدّ به گردآورندگان بعدى. تقريبا به اطمينان مى توان گفت كه وحدت ادبى در برخى سوره هاى بزرگ مانند يوسف و كهف تنها به جهت تشابه و يكسانى مضامين قابل دفاع و اثبات است؛ در سوره هايى چون شعراء، واقعه، معارج و مرسلات، عبارتى خاص در قالب ترجيع بندى مكررا بخشهاى مختلف را به هم پيوند مى زند و اين وحدت ادبى را تأمين مى كند و در سوره اى چون صافّات، مجموعه اى از سبك، سجع، و وزن، همخوانى و هماهنگى بسيار مى آفريند. اين امر در سوره هاى اسراء، فصّلت و اعراف تقريبا نامعلوم و [2] يافتنِ آن در سوره هايى چون بقره، انفال، منافقون، نساء و توبه، به كلّى ناممكن است. بااين همه، بايد گفت چنانچه تدوينى در كار نبود، هيچ يك از اين سوره ها اين گونه كه هستند نمى بودند.
اكنون مى خواهم همين امر را هنگامى تصوير كنم كه محمّد]ص] در مدينه برخى از وحى هاى مكى را با اضافاتى كوتاه يا گنجانده هايى گسترش مى داد ۶ ، آيه اى را با عبارتى
1.قس با : ج ۱، ص ۴۵ به بعد.
2.قس با جلد ۱، ص ۴۷ به بعد.
3.H. Lammens, Fatima et les filles des Mahomet, ۱۹۱۲, S. ۱۱۳.
4.لا تحرك به لسانك لتعجل به* انّ علينا جمعه و قرآنه. (م)
5.و لا تعجل بالقرآن من قبل أن يقضى اليك وحيه. (م)
6.مثلاً سوره مدّثّر، آيه ۳۱؛ سوره عبس، آيه ۱۸؛ سوره تين، آيه ۶؛ سوره بروج، آيه ۸ ـ ۱۱؛ سوره نبأ، آيه ۳۷ وبعد؛ سوره مريم، آيه ۳۵ ـ ۴۱.