برداشته شد ، پس آن پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله است و امّا آن امانى كه مانده است ، پس آن 1 طلب آمرزش از خداى تعالى است ، و خداى سبحانه فرموده: «و نيست آن كه خداى عذاب كند امّت را و تو اى پيغمبر در ميان ايشان باشى ، و نيست آن كه خداى عذاب كننده ايشان باشد و حال آن كه ايشان طلب آمرزش كنند» . يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ، يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ اى آن كه گشاده است عرصه آمرزش او از براى گرفتاران تنگناى معاصى ! 2 اى آن كه گسترانيده است هر دست حلم و كرم را از روى مرحمت بر مفارق مطيع و عاصى!
فـصٌّ
همچنان كه حق ـ سبحانه و تعالى ـ به وفور عفو و رحمت و شمول لطف و رأفت ، كه مشمّر رجا و اميد است موصوف است ، همچنين بارگاه كبريا و جلال او ۳ رافع رواق استعلا به جنود قهر و سطوت كه مورث خوف و بيم است محفوف است . پس بايد كه در بندگان، اميد و بيم يكسان بوده ، هيچ يك بر ديگرى زياده نبوده باشد ، چنانچه از حضرت امام الأوائل و الأواخر ، محمّد بن عليّ الباقر ـ عليهما الصلاة و السلام ۴ ـ مروى است كه آن حضرت فرمود: ۵لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُو?مِنٍ إِلَّا وَ فِي قَلْبِهِ نُورَانِ: نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ ؛ لَوْ وُزِنَ هذَا لَمْ يَزِدْ عَلى هذَا۶:نيست هيچ بنده مؤمن ، مگر آن كه در دل او دو نور است: يكى نور بيم و يكى نور اميد ، كه اگر وزن كرده شود يكى از آنها زيادتى نيست آن را بر ديگرى.
و از حضرت امام المغارب و المشارق ، جعفر بن محمّد الصادق ـ عليهما الصلاة والسلام ـ روايت شده كه فرمود:
1.«ب»: ـ «پس آن».
2.«ب»: + و.
3.«الف»: آن.
4.«ب»: عليهم السلام.
5.«ب»: + كه .
6.الكافي ، ج۲ ، ص۶۷ و ۷۱ ؛ الاختصاص ، ص۲۴۳ ؛ مشكاة الأنوار ، ص۱۱۹ ؛ وسائل الشيعة ، ج۱۵ ، ص۲۱۶ و ۲۱۷ ؛ بحار الأنوار ، ج۷۰ ، ص۳۶۱.