مفهوم امامت و ويژگى‏هاى امامان عليهم السلام از نظر عبد الجليل رازى‏ - صفحه 254

همه اهل بيت ، چنان كه شيث از همه فرزندان آدم در عهد او فاضل‏تر بوده است، و كذلك سام و اسماعيل و هارون و يوشع و شمعون، على عالم‏تر از همه امّت به منزلات و مؤوّلات به احكام شريعت... و همه شرعيات؛ بيانه قوله تعالى: (وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ) و قال النبى صلى اللَّه عليه و آله: «أنَا مَدينَةُ العِلمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا» و قال امير المؤمنين عليه السلام: «علّمنى رسول اللَّه ألف باب من العلم فتح لى كل باب ألف باب» ۱ و در اين شبهت نيست.۲
پس نتيجه مى‏گيريم كه از نظر عبد الجليل، امام، علمى فراتر از همه انسان‏هاى عادى دارد و اسرارى از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دريافت كرده كه ديگران از آن بى‏بهره‏اند. پس اگر مراد از علم غيب، آگاهى از امورى باشد كه از مردم پنهان است، از نظر عبد الجليل، امام چنين علمى را دارد؛ امّا در جاى ديگر، ايشان علم غيب را حتّى از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله نيز نفى مى‏كند و آن را مختصّ ذات پروردگار مى‏داند.
عبد الجليل در پاسخ به اين گفته نويسنده سنّى كه مى‏گويد: «و اگر تيغ و قلم به دست رافضيان بودى، همه مدرسه‏ها خراب كرده بودندى، و منبرها برگرفته و مسلمانى را نگذاشتندى كه شربتى آب خوردى»،۳ مى‏نويسد:
امّا جواب اين كلماتْ آن است كه : چون پرده شرم دريده شد، اميد انصاف بريده شد كه در اوّل اين فصل، دعوى علم غيب كرده است كه هرگز هيچ پيغمبر و امام نكرده است. و چون گويد: «اگر قلم و تيغ به دست روافض بودى، يك كس را زنده رها نكردندى»، به اتفاق، دعوى علم غيب كرده باشد و إلّا كافرى و ملحدى نباشد كه اين دعوى را رد كردن كه: لا يعلم الغيب إلّا اللَّه.۴
اين عبارت نيز در ردّ ادّعاى نويسنده سنّى است و نمى‏تواند بيانگر صريح نظر نويسنده تلقى شود و اگر چنانچه اين سخن را نظر صريح عبد الجليل بدانيم، باز هم

1.الاختصاص، ص‏۲۸۳.

2.نقض، ص‏۴۳۴.

3.همان، ص‏۴۳۵.

4.همان جا.

صفحه از 264