وى در ذيل آيه (وَ فِى الْأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَوِرَ تٌ وَ جَنَّتٌ مِّنْ أَعْنَبٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَ غَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَآءٍ وَ حِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِى الْأُكُلِ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ)۱ نيز به نقد قول به طبايع پرداخته و پديد آمدن ميوههاى گوناگون از يك آب و زمين را دليل بر بطلان قول به طبايع دانسته است:
و حق تعالى ما را در اين آيت وجه استدلال باز آموخت بر ملحدان و دهريان و طبايعيان و هر كه او اثبات صانعى حكيم نكند. گفت: اگر چنان استى كه از زمين بودى يا از آب يا از هوا، بايستى تا چون آب و هوا و زمين هر سه يكى بودى، از او يك نوع ميوه بيشتر نياوردى، نه آن كه از يك آب و يك زمين و يك هوا هزار نوع نبات و گياه و درخت و ميوه پديد آرد. اگر طبع بودى يا امرى موجب اين قضيّه در او محال بودى، چون بر اين جمله مىباشد، دليل كند كه اين را صانعى و مدبّرى هست قادر مختار كه به حسب اختيار و ارادت خود چنان كه مىخواهد، مىآرد و مىآفريند. ۲
قطب الدين راوندى در بيان ويژگىهاى نظم قرآنى كه مقوّم اعجاز آن است، ويژگى نهم را وجود همه نيازمندىهاى علمى انسانها در اصول و فروع دين در قرآن دانسته است. اين ويژگى، شامل ارشاد به شيوههاى مباحث عقلى و اقامه براهين عليه ملاحده، براهمه ، دوگانهپرستها و منكران معاد و قائلان به طبايع با كوتاهترين و رساترين عبارات است.۳
عبد الجليل رازى نيز در موارد متعدّد به نقد اصحاب طبايع پرداخته است كه بخشى از
1.سوره رعد، آيه ۴.
2.روض الجنان و روح الجنان فى تفسيرالقرآن، ج۱۱، ص ۱۸۲. براى مورد ديگر، ر.ك: همان، ج ۱۲، ص ۲۰.
3.الخرائج والجرائح، ج ۳، ص ۱۰۰۶. گفتنى است كه تعبير طبايع در برخى احاديث نيز به كار رفته است. در حديثى آمده است: «طبايع الجسم على أربعة فمنها الهواء الذى لا تحيّا النفس إلّا به وبنسيمه و يخرج ما فى الجسم من داء وعفونة ، والأرض التى قد تولد اليبس والحرارة ، والطعام ومنه يتولّد الدم ألا ترى أنه يصير إلى المعدة فتغذيه حتّى يلين ثم يصفو فتأخذ الطبيعة صفوه دما ثم ينحدر الثفل والماء وهو يولد البلغم». (الكافى، ج ۸، ص ۲۳۰). نيز كتابهايى با عنوان «طبايع» در فهارس گزارش شده است. از جمله، كتاب الطبائع از احمد بن محمّد بن دول قمى (م ۳۵۰ق) (رجال النجاشى، ص ۹۰).