نيز در جاى ديگر آورده:
تبارك و تعالى، قادر است بى آلت، عالم است بى علّت، حى است بى آفت، موجود است بى بدالت، سميع و بصير، مدرك جمله مدركات، غنى است و حاجت بر او روا نه، مريد همه طاعات، كاره از همه مقبّحات، مثل و مانند و شريك و شبه و نظير ندارد، جاى و مكان و شهوت و نفرت بر وى روا نباشد، و قرآن كلام اوست و از اوّل تا آخر، همه صدق و حق است و او را بدين چشم سر چنان كه ديگر چيزها بينند، بنشايد ديدن نه به دنيا و نه به آخرت، و هرچه جز از ذات اوست و موجود است، همه محدث است و او قديم و باقى و ازلى است.
كفر و ظلم و طغيان و معصيت نخواهد و نيافريند و دوست ندارد و از فاعلش راضى نباشد. پيغمبران او از آدم تا به مصطفى - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - همه صادق و امين و معصوم بودهاند. بهترين از همه، آخرين همه محمّد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله است. طاهر و طيّب و صادق و امين است. قولش همه حجّت است و فعلش همه حق و بعد از وى امام نص و معصوم على مرتضى عليه السلام است؛ نص از قبل خدا و معصوم از همه خطا و بعد از اين امام نص تا به قيامت امام آن باشد كه موصوف باشد بدين صفات، و بعث و نشور و وعد و وعيد و ثواب و عقاب و تفضّل و اعواض، حق است و سؤال گور درست، و تكليف ما لا يطاق قبيح است و جزاء مكلّفان بر اعمال ايشان است.
اين مجملى است از اصول مذهب شيعه اماميه اصوليه اثنى عشريه، نه دشنام و بغض بو بكر و عمر و عثمان كه خواجه انتقالى به فتواى خواجگان سنّى لقب مجبّر مذهب به تعصّب و خصومت و تهييج عوام و اوباش و اراذل الناس در اين كتاب بيان كرده است، كه شتم و عداوت بو بكر و عمر و عثمان پندارم كه نجات آخرت را بنشايد و اگر اين بيچاره به بعث و نشور و قيامت و حساب و ثواب و عقاب ايمان داشتى كه با مالهاى عالم و جاه