از امّهات المؤمنين اند، چگونه قذف كنند و فحش گويند! و اگر جماعتى منافقان در عهد رسول صلى اللَّه عليه و آله چون مسطح بن اثاثه و حسّان بن ثابت و عبد اللَّه بن ابى و عبّاد بن عبد المطلب، عايشه را اين تهمت نهادند، و حاشا عنها! هفده آيه از قرآن بيامد به برائت ذمّه او و كذب ايشان و در آخر آيه بگفت: (لُعِنُوا فى الدُّنْيا وَ اْلآخِرَةِ)۱ تا اين تهمت و شبهه بحمد اللَّه و منّه، از اسلام و اسلاميان زائل شد و من در شهور سنه ثلاث و ثلاثين و خمس مأئه، كتابى مفرد ساختهام در تنزيه عايشه در دولت امير غازى عبّاس - رحمة اللَّه عليه - به اشاره رئيس و مقتداى سادات و شيعه سيّد سعيد فخر الدين بن شمس الدين الحسنى - قدّس اللَّه روحهما - و قاضى القضاة سعيد عماد الدين حسن استرآبادى - نوّر اللَّه قبره - به استقصا بر خواندهاند و بر پشت آن فصلى مشبع نوشتهاند و نسخه اصل به خزانه امير غازىعبّاس - رحمة اللَّه عليه - بردند و نسخهاى ديگر دارند اگر خواهد طلب كند و بخواند تا اعتقاد شيعه اماميه در حقّ ازواج رسول صلى اللَّه عليه و آله بداند و زبان در حقّ ايشان به دروغ و بهتان نجنباند و هر كسى كه عايشه يا حفصه يا يكى از زنان مصطفى صلى اللَّه عليه و آله يا ديگر انبيا را تهمت نهد، ملحد و كافر و ملعون باشد و خون و مالش حلال بود... و چنين حوالت به مذهبى لايقتر باشد كه رسولان خداى تعالى را تهمت عشق و فسق و عصيان نهند و درجه زنان انبيا از درجه انبيا، رفيعتر نتواند بود. پس چون داوود و يوسف و محمّد صلى اللَّه عليه و آله را عاشق و فاسق و متّهم دانند، زنانشان را نيز متّهم توان دانستن و شيعه كه انبيا را معصوم گويند، زنان ايشان را به قذف و فحش منسوب نسازند.۲
عبد الجليل در اين باره، در جاى ديگر كتاب بيان داشته:
هر كسى از فريقين خواهد كه اعتقاد شيعه در حق عايشه و اُمّ سلمه و ديگر زنان رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله بداند بايد كه كتاب فى تنزيه عائشة كه ما در دولت امير غازى عبّاس و عهد قاضى القضاة سعيد حسن استرآبادى به اشارت امير سيّد شمس الدين الحسنى - رحمة اللَّه عليهم - ساختهايم برگيرد و بخواند تا
1.سوره نور، آيه ۲۳.
2.نقض، ص ۸۲ - ۸۴. نيز، ر.ك: ص ۵۵۵ و ۳۱۲ - ۳۱۳.