بداند كه چنين تهمت بر شيعه اصوليه راه نيابد و الحمدللَّه رب الأرض و السموات و صلّى اللَّه على سيّد البريّات و آله الطاهرين و ازواجه الطاهرات و امّهات المؤمنين و المؤمنات.۱
ز. شيعه اصوليه و مسئله امامت
سخن عبد الجليل قزوينى در اين موضوع، اين گونه است:
به مذهب شيعه،۲ امامت از اصول ديانت است؛ امّا حفظ حوزه اسلام و نگاهداشت حريم دين و سدّ ثغور به همه مذاهب ائمّه را بايد كردن.۳
اين موضوع را از چند زاويه مىتوان بررسى كرد:
يك. جايگاه مقام امامت نسبت به نبوّت در شيعه اصوليه
عبد الجليل به اين گفته نويسنده بعض فضائح الروافض كه: «شيعه، امامت را چون رسالت دانند»، اين گونه پاسخ مىدهد:
دعوى بى حجّت است و سخنى بى بيّنت. اوّلاً به مذهب شيعه اصوليه، درجه نبوّت و رسالت، درجه اعظم است و مرتبه اكبر كه رسول مطاع است و امام را اطاعت او واجب است و رسول مقتداست و على عليه السلام و غير على، مقتدى و صاحب كتاب و شريعت و منهاج و نبوّت مصطفى عليه السلام است كه افضل الأنبياست. پس بدين شرح، شبهتى نماند كه امام را درجه نبوّت نباشد و در آن، شبهتى نيست كه شيعه، امامت و رسالت را عقلاً واجب دانند و امام را در همه روزگارى معصوم و منصوص و مقطوع على عصمته گويند واگر اطاعت ائمّه بر امّت واجب دانند، در اين مسئله اقتدا به عقل و قرآن كردهاند؛ امّا در عقل وجوب رياست به علّت جواز خطا و اخذ معالم شريعت و نفى علّت حاجت و اثبات عصمت و نصوصيّت و در معالم اعلم الناس بعد رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله. امّا فرض طاعت، اقتدا به قرآن است آن جا كه بارى تعالى گفت: (يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا أطيعُوا اللَّهَ وَ أطيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولى
1.همان، ص ۳۱۴.
2.در نسخهاى از نقض، «شيعه اصوليه» آمده است.
3.نقض، ص ۵۰۳.