تشيّع و تصوّف در كتاب «نقض» - صفحه 451

عصر و باز هم از نگاه همين كتاب داشته باشيم تا روشن گردد كه وقتى از شيعه سخن به ميان مى‏آيد، منظور چيست.

شيعه در نگاه عبد الجليل قزوينى‏

مؤلّف كتاب نقض، در جاى جاى كتاب، مذهب خود را كه مذهب حقّه است، شيعه اصوليه اماميه اثنى عشريه معرفى مى‏كند.۱ حال، اين كه دقيقاً منظور او از لفظ «اصوليه» چيست، نيازمند بررسى است.
او صحابه را در اين كتابْ محترم مى‏شمارد و بر ايمان آنها تأكيد مى‏كند؛ مانند عُمَر و ابو بكر كه از آنها با احترام ياد مى‏كند، حداقل در يك مورد، از ابو بكر به صدّيق نام مى‏برد۲ و در جريان حوادثى كه براى حضرت زهرا عليها السلام اتفاق مى‏افتد - كه عمر، آن بزرگوار را از گريه كردن نهى مى‏كند - ، در جواب به اين مسئله، بسيار محتاطانه برخورد كرده و با اين تعبير كه «شايد اشتباه كرده است، شايد نفهميده و ...»۳ از كنار آن مى‏گذرد.
در نقض فضايحى كه آن سنّى به شيعيان نسبت به عمر بر مى‏شمارد، آن مطالب را در حقّ عمر، شايسته ندانسته و ساحت او را از اين افعال و اعمال، مبرّا مى‏داند.۴همچنين به گفته مصنّف در كتاب، در سال 532ق، كتابى در تنزيه عايشه مى‏نويسد كه اگر كسى، عايشه يا حفصه يا يكى ديگر از زنان پيامبر را متّهم به عمل خلاف عفّت كند، كافر و ملعون، و خون و مالش حلال است.۵
در اين كتاب، مواردى به چشم مى‏خورند كه با اعتقادات شيعه در عصر حاضر، متفاوت‏اند. از جمله، اعتقاد به علم امام، مقام و منزلت امام و اعتقاد به رجعت.
وقتى نويسنده فضايح، اين نسبت را به شيعيان مى‏دهد كه آنها مى‏گويند: «ائمّه، علم غيب دارند»، در جواب، علم غيب ائمّه را منكر مى‏شود و مى‏گويد: «غيب را فقط

1.همان، ص ۱۸.

2.همان، ص ۲۰۸.

3.همان، ص ۲۹۸.

4.همان، ص ۲۵۶.

5.همان، ص ۱۱۵.

صفحه از 460