تشيّع و تصوّف در كتاب «نقض» - صفحه 455

معروف كرخى است، و يحيى‏معاذ رازى ، و طاووس اليمانى، و بهلول مجنون، و مالك دينار، و منصور عمّار. ۱
مى‏بينيم كه برخى از آنها را كاملاً شيعى مى‏داند و كسانى كه شيعه نيستند را كاملاً صحيح الإعتقاد مى‏داند و اين تعبير زيبا را در مورد آنها دارد كه: «شيعه در اين جماعت، ظنّ نيكو دارد». از جمله حكايت‏هايى كه در مورد آنها نقل مى‏كند، نشان از شيعه بودن و حبّ امير مؤمنان عليه السلام داشتن دارد.
در حكايت آمده: آن شب كه منصور عمّار را دفن كردند، يكى از مريدانش او را به خواب ديد در قصور جنان طوف مى‏كرد با زينت تمام، پرسيد كه منصور، قصور و حور و نور، به چه يافتى؟ گفت: بصلاة الليل و حبّ على بن ابى طالب عليه السلام.۲
يكى ديگر از نمونه‏هايى كه مى‏توان بر اين موارد افزود، اين است كه وقتى نويسنده فضائح، شيعه را متّهم مى‏كند كه «زهّاد چون جنيد و بايزيد بسطامى و شبلى و شقيق بلخى و ابن عطا و ابراهيم خواصّ را اهل دروغ مى‏دانند»۳ در جواب او چنين مى‏نويسد:
در باره آنها گفتيم كه اينان مثبتان توحيد و عدل بوده‏اند و منكران جبر و تشبيه... . اعتقاد شيعه در حق زهّاد و عبّاد و مفسّران چنين به غايت نيكو باشد و چون مفصّل خواهد كه بداند كتاب مفتاح الراحات كه ما جمع كرده‏ايم در فنون حكايات مطالعه بايد كردن تا فايدتْ حاصل شود و شبهتْ زايل گردد..۴
مؤلّف ادّعا مى‏كند كه شيعيان آن عصر در شهر رى، داراى خانقاه هستند. وقتى نويسنده فضائح، شيعه را طعن مى‏زند كه اينان مسجد و مدرسه و مجلس و درس و ... ندارند و در بين مسلمانان، زبون هستند، مؤلّف، مدارس و مساجد و دروس آن زمان در شهر رى را بر مى‏شمارد كه از آن جمله، دو خانقاه متعلّق به شيعيان است كه محلّ عبادت و زهد و تلاوت قرآن است: يكى خانقاه امير اقبالى و ديگرى خانقاه على

1.همان جا.

2.همان جا.

3.همان، ص ۲۳۴.

4.همان، ص ۲۳۸ - ۲۳۹.

صفحه از 460