مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 130

محمّد اَرغون به مطالعه آن پرداخت و يا به مسيرِ فكرىِ بوعلى سينا در كتاب‏خانه‏هايى كه در دربارهاى ايرانى وجود داشتند فكر كرد...)، بديهى است كه يك چنين كارى براى قرون بعدى، با مشكلات فراوانى همراه خواهد بود، حتّى با وجود اين كه حضور علومى عملى (رياضيات، فيزيك، نجوم و هندسه) در همان دوران سلجوقيان نيز به عنوان اطّلاعاتى بسيار مهم به شمار مى‏رفته است.
انواع كتاب‏هاى تَراجم از نوع «طبقات الحكما» يا «طبقات الأطبّاء» صرفاً قادرند به ما آگاهى دهند كه براى مثال، كدام استاد در نزد كدام دانشمند عالى‏مقام به تحصيل دانش خود اقدام كرده بود تا دوران تحصيلات علمى خود را به پايان رسانَد؛ امّا هرگز به ما نمى‏گويند كه اين افراد، به كدامين كتاب‏خانه‏ها يا مراكز تحقيقاتى مراجعه مى‏كرده‏اند؟
با اين حال و دقيقاً به خاطر حضور انكارناپذيرِ علوم عملى (رياضيات، نجوم، فيزيك و هندسه) در دربار سلاطين و يا در جامعه سلجوقى (براى آن كه نمونه‏اى گويا تقديم كنيم، كافى است نام عمر خيّام را بر زبان برانيم كه در خدمت ملكشاه به سر مى‏برد) و يا به خاطر اهميّت بسيار فراوانى كه فلسفه سياسى با مبدأ و خاستگاهى هم‏زمانْ يونانى و ايرانى دارا بود و تأثير به‏سزايى كه در نوع حكومت سلجوقيان داشت (آن چنان كه مطالب فراوانى در سياست‏نامه در اين زمينه وجود دارد)، نيك مى‏دانيم كه در قرن ششم هجرى (دوازدهم ميلادى)، تحصيل در رشته‏هاى فلسفى و علمى براى ورود افراد فاضل و عالم به دربارهاى سلاطين در مقايسه با امكاناتى كه مدرسه ارائه مى‏كرد ، قالب و چارچوبى مطلوب‏تر و ماهيتى «نخبه‏گرايانه‏تر» داشت. نيز، اين نوع تحصيل فلسفى و علمى، همچنان به مانند گذشته، تحت تسلط انواع اقدامات حمايت‏گرايانه از سوى پادشاهان و دولت‏مردانِ وقت قرار مى‏گرفت، حال آن كه «مدارس» - چنان كه مى‏دانيد - ، از همين روزگار، خود را از اين وضعيت كنار كشيده و جدا ساخته بودند.
در جهت آن كه نمونه‏اى مشخّص و آشنا تقديم داريم، كافى است نام فخر الدين رازى را بيان داريم كه در دورانى كه از نظام آموزشى دوگانه‏اى برخوردار بود، به

صفحه از 155