تحصيل در رشته فلسفه در شهر مراغه و نزد استاد ماجد الجيلى اشتغال داشت؛ ليكن ما هنوز هم نمىدانيم اقدامات بعدى او براى تحصيل در رشته علمى بسيار پيچيده و تخصّصىاى كه بر آن فائق آمد، چه بوده است، تابدان جا كه بعدها توانست كتاب جامع العلوم را به رشته تحرير در آورد (وِزِل - 1990م).
بدون ترديد كتاب نقض - كه در اين مقاله، مرجعى مهم شمرده مىشود - ، دقيقاً به آن خاطر كه منبعى روشن در جهت مردود اعلام كردن ماهيتِ به ظاهر سنّىِ «مدرسه» به شمار مىرود، به طرز قابل پيشبينىاى، آن انتظارى را كه خواننده از يك تصوير تاريخى بسيار دقيق و مفصّلِ مربوط به نظامهاى عمومى و يا نيمه عمومى در سر دارد (و به هيچوجه با قالب «مدرسه» و يا تحصيل در علم فقه سنتّى و متعارف ارتباط ندارند) آشكار نمىسازد.
در واقع، هدف اصلى و اوّليه اين منبع، آن است كه ادغام شدن شيعيان امامى - به عنوان پيروان يك «مذهب» در بُعد و چارچوبِ فقهى - را در شهرهاى اسلامى بيان دارد و اين كار را دقيقاً از طريق اهميّت دادن به «مدرسه»، به عنوان يك وسيله و ابزار مهم و اساسى و همزمانْ نظامبخش، كه اجازه و امكان چنين ادغام شدنى را فراهم مىآورد، نشان مىدهد. با اين حال، حتّى اگر كتاب نقض در بسيارى از مواقع، سعى دارد از گفتن مطالب فراوانى اجتناب ورزد، ليكن خواننده آن كتاب، باز مىتواند كنايات و اشاراتى چند، در باره شكلگيرى و بنيانگذارى «كتابخانه»ها و يا تداومِ فعاليّتهايشان، حتّى در چارچوبى كه به وضوح، شاهد تغييراتى در الگوهاى جديد آن گرديديم و در ارتباط با «شهر» و «دانش» بود، مشاهده كند. اين كنايات، از حضور و عملكردِ عمومىِ «كتابخانه»ها در كنار «مدرسه»، داد سخن مىدهد و اين كار را به شيوهاى بسيار مشخّص و روشن و دقيق به انجام مىرساند.
براى مثال، سخاوت و كرم بهاء الدين كمال ثابت قمى - كه فردى شيعى و از «مستوفيانِ» سلطان محمود بود - ، از طريق بناى انواع مساجد و منبرهاى زيبا براى علما و كرسىهاى مجالس و كتابخانههاى گوناگون، به خوبى آشكار مىشود. در