مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 131

تحصيل در رشته فلسفه در شهر مراغه و نزد استاد ماجد الجيلى اشتغال داشت؛ ليكن ما هنوز هم نمى‏دانيم اقدامات بعدى او براى تحصيل در رشته علمى بسيار پيچيده و تخصّصى‏اى كه بر آن فائق آمد، چه بوده است، تابدان جا كه بعدها توانست كتاب جامع العلوم را به رشته تحرير در آورد (وِزِل - 1990م).
بدون ترديد كتاب نقض - كه در اين مقاله، مرجعى مهم شمرده مى‏شود - ، دقيقاً به آن خاطر كه منبعى روشن در جهت مردود اعلام كردن ماهيتِ به ظاهر سنّىِ «مدرسه» به شمار مى‏رود، به طرز قابل پيش‏بينى‏اى، آن انتظارى را كه خواننده از يك تصوير تاريخى بسيار دقيق و مفصّلِ مربوط به نظام‏هاى عمومى و يا نيمه عمومى در سر دارد (و به هيچ‏وجه با قالب «مدرسه» و يا تحصيل در علم فقه سنتّى و متعارف ارتباط ندارند) آشكار نمى‏سازد.
در واقع، هدف اصلى و اوّليه اين منبع، آن است كه ادغام شدن شيعيان امامى - به عنوان پيروان يك «مذهب» در بُعد و چارچوبِ فقهى - را در شهرهاى اسلامى بيان دارد و اين كار را دقيقاً از طريق اهميّت دادن به «مدرسه»، به عنوان يك وسيله و ابزار مهم و اساسى و هم‏زمانْ نظام‏بخش، كه اجازه و امكان چنين ادغام شدنى را فراهم مى‏آورد، نشان مى‏دهد. با اين حال، حتّى اگر كتاب نقض در بسيارى از مواقع، سعى دارد از گفتن مطالب فراوانى اجتناب ورزد، ليكن خواننده آن كتاب، باز مى‏تواند كنايات و اشاراتى چند، در باره شكل‏گيرى و بنيانگذارى «كتاب‏خانه»ها و يا تداومِ فعاليّت‏هايشان، حتّى در چارچوبى كه به وضوح، شاهد تغييراتى در الگوهاى جديد آن گرديديم و در ارتباط با «شهر» و «دانش» بود، مشاهده كند. اين كنايات، از حضور و عملكردِ عمومىِ «كتاب‏خانه»ها در كنار «مدرسه»، داد سخن مى‏دهد و اين كار را به شيوه‏اى بسيار مشخّص و روشن و دقيق به انجام مى‏رساند.
براى مثال، سخاوت و كرم بهاء الدين كمال ثابت قمى - كه فردى شيعى و از «مستوفيانِ» سلطان محمود بود - ، از طريق بناى انواع مساجد و منبرهاى زيبا براى علما و كرسى‏هاى مجالس و كتاب‏خانه‏هاى گوناگون، به خوبى آشكار مى‏شود. در

صفحه از 155