مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 132

اين «كتاب‏خانه»ها، انواع آثار «طوائف» و «مدارس» موجود بود.
از سوى ديگر، نكته جالب ديگرى كه مى‏تواند قابل توجّه باشد، مربوط به «دار العلم» معروفِ صاحب بن عبّاد (م 995ق)در شهر رى است. ياقوت، تخريب آن «كتاب‏خانه» را در كتاب ارشاد الأريب خود گزارش مى‏دهد. در قرن پنجم هجرى (دوازدهم ميلادى) اين «كتاب‏خانه»، على‏رغم شهرتش به عنوان «كتاب‏خانه»اى غنى از انواع مطالبِ متفرقه (به استناد كتاب أخلاق الوزيرين و اَرغون 1970م و كرِمِر 1986م) هنوز وجود داشت. به طور معمول، خواننده مى‏تواند از به اجرا گذاشته شدنِ قانونِ «وقف» براى كتاب‏هاى موجود در يك «كتاب‏خانه» آگاهى يابد؛ يعنى آثارى كه همواره و به صورت طبيعى و معمول، در فضاى «مدرسه» جايى نداشتند. اين امر، در كتاب راحة الصدور نيز تأييد شده است؛ در بخشى كه به كتب وقفى مربوط مى‏شود و اين واقعيت كه بعضاً و در برخى مواقع، در داخل فضاى «مدارس» و «دار الكتب»ها، مورد غارت و انهدام مردم نيز قرار مى‏گرفتند.
با در نظر گرفتن اين واقعيت كه در كتاب نقض، آن چنان كه لازم بوده است، از نكات و جزئيات مباحث شيعى، سخنى به ميان نيامده است و با قرار دادن اين اثر در چارچوبى مربوط به فرهنگ همان دورانى كه به رشته تحرير در آمده است، مطالعه آن تأييديه‏اى است مبنى بر شكل‏گيرى نوعى تغيير و دگرگونى، بر اساس تاريخ‏نگارى، بر روى عملكرد اجتماعى، سياسى و نيز «عمومى و شهرى»اى كه مربوط به «دانشِ» مرتبط به هر شهر بود. اين موجب مى‏شود كه آدمى به خاطر آورد كه ماهيتِ وجود داشتن «ضرورتى عمومى» مربوط به وجود داشتن نظامى مشخّص، دقيقاً از طريق همين وظيفه شرعى و قانونى كه با عنوانِ «وقف» معيّن مى‏شود، شكل مى‏گرفت.
دوران حكومت آل‏بويه، نشانگرِ از ميان رفتن مالكيت شخصى و خصوصىِ موجود در «بيت الحكمة»، در جهت جايگزين ساختن آن با يك «دار العلمِ» عمومى و همگانى است، به گونه‏اى كه مردم بيش از پيش بتوانند به آن مكان عمومى كه داراى چارچوبى قانونى نيز هست، مراجعه كنند. در اين موردِ بخصوص، اين وضعيت به

صفحه از 155