اين «كتابخانه»ها، انواع آثار «طوائف» و «مدارس» موجود بود.
از سوى ديگر، نكته جالب ديگرى كه مىتواند قابل توجّه باشد، مربوط به «دار العلم» معروفِ صاحب بن عبّاد (م 995ق)در شهر رى است. ياقوت، تخريب آن «كتابخانه» را در كتاب ارشاد الأريب خود گزارش مىدهد. در قرن پنجم هجرى (دوازدهم ميلادى) اين «كتابخانه»، علىرغم شهرتش به عنوان «كتابخانه»اى غنى از انواع مطالبِ متفرقه (به استناد كتاب أخلاق الوزيرين و اَرغون 1970م و كرِمِر 1986م) هنوز وجود داشت. به طور معمول، خواننده مىتواند از به اجرا گذاشته شدنِ قانونِ «وقف» براى كتابهاى موجود در يك «كتابخانه» آگاهى يابد؛ يعنى آثارى كه همواره و به صورت طبيعى و معمول، در فضاى «مدرسه» جايى نداشتند. اين امر، در كتاب راحة الصدور نيز تأييد شده است؛ در بخشى كه به كتب وقفى مربوط مىشود و اين واقعيت كه بعضاً و در برخى مواقع، در داخل فضاى «مدارس» و «دار الكتب»ها، مورد غارت و انهدام مردم نيز قرار مىگرفتند.
با در نظر گرفتن اين واقعيت كه در كتاب نقض، آن چنان كه لازم بوده است، از نكات و جزئيات مباحث شيعى، سخنى به ميان نيامده است و با قرار دادن اين اثر در چارچوبى مربوط به فرهنگ همان دورانى كه به رشته تحرير در آمده است، مطالعه آن تأييديهاى است مبنى بر شكلگيرى نوعى تغيير و دگرگونى، بر اساس تاريخنگارى، بر روى عملكرد اجتماعى، سياسى و نيز «عمومى و شهرى»اى كه مربوط به «دانشِ» مرتبط به هر شهر بود. اين موجب مىشود كه آدمى به خاطر آورد كه ماهيتِ وجود داشتن «ضرورتى عمومى» مربوط به وجود داشتن نظامى مشخّص، دقيقاً از طريق همين وظيفه شرعى و قانونى كه با عنوانِ «وقف» معيّن مىشود، شكل مىگرفت.
دوران حكومت آلبويه، نشانگرِ از ميان رفتن مالكيت شخصى و خصوصىِ موجود در «بيت الحكمة»، در جهت جايگزين ساختن آن با يك «دار العلمِ» عمومى و همگانى است، به گونهاى كه مردم بيش از پيش بتوانند به آن مكان عمومى كه داراى چارچوبى قانونى نيز هست، مراجعه كنند. در اين موردِ بخصوص، اين وضعيت به