مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 125

معرّفى كردن ماهيت متعارف و سنّتى و ديرينه آيين سنّى در نزد سلجوقيان مى‏پردازد.
او اين توصيف را درست پس از فاصله زمانى‏اى كه با حضور سلسله شيعى آل بويه ايجاد شده بود، به انجام مى‏رساند. [راوندى در] كتاب راحة الصدور، با تصاويرى متفاوت، امّا با همان نيّتِ مشابه، به تجليل و ستايش از مباحث مورد علاقه شاهان سلجوقى نسبت به موضوع «دانش» مى‏پردازد؛ يعنى از علوم قرآنى و بررسى و مطالعه احاديث و اخبار، كه در مقام مخالفت با فلاسفه و پيروان موضوع «تناسخ» و فرقه «دهريه» مطرح بوده‏اند (راوندى، ص 29 - 30)
با اين حال، به نظر مى‏رسد كه تعصّبى مشهود و مشخّص، از نوع گزارشى كه ياقوت ارائه كرده است، وجود داشته باشد؛ يعنى هم‏زمانى ورود حكّام سلجوقى با پايان يافتن دورانِ «آكادمى»ها و «كتاب‏خانه»هاى شيعى؛ تعصّبى مشخّص و مشهود كه در وجود محقّقان، در هر دوره از زمان نيز جاى گرفت و تا مدّت‏ها، آنان را در تحقيقاتشان همراهى مى‏كرد و بر شيوه تحقيقاتشان تأثير مى‏نهاد؛ زيرا نوع نگرش آنها را نسبت به نظام سازماندهى‏شده آموزش و تعليم در جهت انتقال دانش كه از سوى «مدارس» صورت مى‏گرفت و نيز تمام آرمان‏هاى مطلوب اجتماعى‏اى را كه «مدارس» در نظر داشتند در جامعه خود برقرار سازند، تحت تأثير قرار مى‏داد، آن هم به خاطر تضادّى فاحش و مشهود كه ميان دو الگوى كسب دانش در شهرهاى اسلامى وجود داشت؛ يعنى تضادّى كه ميان «آكادمى» و «كتاب‏خانه» كه داراى ماهيت و هسته مركزى كاملاً «شيعى» بودند و «مدرسه» با ماهيت و هسته‏اى كاملاً «سنّى»، وجود داشت.
از سوى ديگر، همين حالت تعصّبى كه اكثراً در نوشته‏هاى ياقوت مشاهده مى‏شود، از سوى منبعى ديگر - كه نگارنده آن از طرفداران سلجوقيان بود - ، تكذيب مى‏شود؛ متنى كه به زبان عربى، به وسيله بُندارى ترجمه شد و نگارنده آن، كسى جز انوشيروان بن خالد (وزير محمّد بن ملكشاه) نيست. بدين سان، شايد بتوان تا بدان جا پيش رفت و اعلام نمود كه نخستين اقدام و حركت سلجوقيان، در عملكردِ

صفحه از 155