مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 135

سياست حاميان بزرگى كه در دوران آل بويه حضور داشتند و نشانگرِ شخصيّت‏هاى بزرگى بودند كه در ارتباطى دائمى با اماكن مهم و مقتدر به سر مى‏بردند).
در ميان نمونه‏هاى بسيار مهمى كه به قرون چهارم تا دهم هجرى تعلق دارند و از سوى اِش در منابع گوناگون، كشف و جمع‏آورى شده‏اند، بهتر است از «دار العلم فاطميّه» واقع در شهر قاهره نام برد كه از حضور استادى در رشته فلسفه و نيز فقهايى از فرقه اسماعيليه و نيز فقهايى سنّى برخوردار بود و آنان را در خود پذيرا مى‏گرديد. ما همچنين نمونه استاد مدرّسى را داريم كه از فرقه معتزلى بوده و به صورت دائمى و منظم، به تدريس مناظره(علم جدل و استدلال) در «دار العلمِ» ابن سِوار (كه از اهل سنّت بود و در شهر بصره اقامت داشت) مى‏پرداخته است.
ما مى‏توانيم باز هم نمونه‏هاى ديگرى را بيان كنيم و از فعاليّت‏هاى آموزشى و تعليماتى‏اى كه از سوى شريف مرتضى در «دار العلمِ» تحت اختيارش صورت مى‏گرفت، سخن بگوييم (اعم از علوم مذهبى و علوم انسانى)؛ و يا از برادرش شريف رضى. با اين حال، اطّلاعات بسيار جالب و پربارى كه از سوى اِش در اختيار ما نهاده شده است، هنوز هم قادر نيست مجموعه يك‏دست و يك‏پارچه‏اى را در اختيار ما بگذارد تا ما بتوانيم به درستى به نتايجى دست پيدا كنيم و بفهميم كه نحوه آموزش و تعليم دقيقاً به چه شكل بوده است و از ماهيت كلّى و عمومى آن باخبر گرديم؛ يعنى چيزى كه مى‏تواند مهم‏ترين ويژگىِ «دار العلم» به شمار رود.
به همان اندازه، تأييد اين نكته كه در آغازِ شكل‏گيرى و بنيان‏گذارى اين «مدارس»، نوعى «واكنش منفى و تضادگونه» عليه ذهنيّتِ نامتعارف و بدعت‏آميزى كه در فضاى «دار العلم»ها حكمفرما بود، وجود داشته است، به نظر افراطى مى‏رسد (چنان كه اِش نيز به انجام دادن اين امر پرداخته است، به گونه‏اى كه پس از اظهارات او، نظريه‏اى بر آن اساس شكل گرفت كه بسيار هم رايج و متداول گرديد). اين نظريه، هيچ كارى جز تجديد و تمديد كردن آن تعصّب ديرينه و قديمى، كه تا آن اندازه نگارنده كتاب نقض عليه آن به مبارزه پرداخته است، نمى‏كند.

صفحه از 155