مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 141

و لذا بسيار حائز اهميّت است كه اين نكته را به خوبى دريابيم كه براى مثال پس از آتش‏سوزىِ «دار العلمِ» شاپور بن اردشير، نوعى شتاب براى جايگزين كردن آن شكل گرفته بود كه آن نيز با شكست و عدم تحقّق ، رو به رو گرديد: تلاش‏هاى نخستين آن بود كه آن «كتاب‏خانه» از نو بازسازى شود و اين كار از سوى هلال الصابى تصميم گرفته شد (مقديسى 1981م). سپس غَرس النعمة تصميم گرفت آن مكان را از نو ايجاد كند (اِش 1967م)؛ امّا هر يك از اين تصميم‏گيرى‏ها تنها براى مدّت كوتاهى پايدار بر جاى ماند. پس از آن نيز هر دو دار العلم، پس از چندى تعطيل مى‏شوند، در حالى كه عميقاً تحت‏الشعاع موفّقيت چشمگيرِ «مدرسه نظاميه» قرار گرفته بودند.
اين امر موجب گرديد كه بنيان‏گذارانِ اين دو «كتاب‏خانه»، حكمِ شرعىِ «وقفى» بودن آن دو مكان را ابطال كنند؛ زيرا تأسيس «مدرسه» بزرگى كه از سوى نظام الملك صورت گرفته و داراى كتاب‏خانه‏اى وسيع نيز بود، ابقاى اين دو «كتاب‏خانه» قديمى را بيهوده جلوه مى‏داد. به نظر مى‏رسد كه اصل و منشأ يك چنين بيهودگى، حضور تعدادِ بى‏شمار كتاب‏هايى بود كه داراى انواع اشتباهات املايى در لابه لاى صفحات خود بودند.
اين بدان معناست كه به احتمال بسيار زياد، فهرست كتاب‏هاى موجود در «دار العلمِ» شاپور بن اردشير كه در فهرست آن كتاب‏خانه موجود بود، تماماً از سوى مدرسه «نظاميه» نسخه‏بردارى شده بوده است. در واقع، ماجرا تا بدان‏جا پيش مى‏رود كه حتّى آخرين كتاب‏خانه‏دار آن «دار العلم» كه (از پيروان آيين تشيّع نيز بود و) ابو يوسف بن سليمان اسفراينى نام داشت (م 488ق / 1085 م) جزو كارمندان «نظاميه» گرديد و به عنوان مسئول و مدير آن كتاب‏خانه بزرگ و جديد در بغداد، شروع به كار كرد (اِش 1967ق).
شايد اين نوع تخصّص، در چنين كارهاى خدماتى‏اى (چنانچه بتوان چنين نامى را بر روى آن نهاد) كه از ويژگى‏هاى «كتاب‏خانه»هايى است كه به صورت «موازى» و پاى به پاى «مدرسه» شكل گرفتند و تأسيس شدند، بتواند ماهيت تغييرپذيرىِ موجود

صفحه از 155