مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 142

ميان [دو] نام «دار العلم» و «دار الكتب» را به گونه‏اى توضيح دهد. در واقع، از قرن پنجم هجرى (قرن يازدهم ميلادى) به بعد، منابع تاريخى بدين شكل [يعنى با دو تعبير] از كتاب‏خانه شاپور بن اردشير نام مى‏برند (براى مثال در الكتاب البغدادى، ج 11، ص 58 و در كتاب ارشاد الأريب ياقوت، ج 1، ص 799 و در كتاب اصفهانى كتاب زبدة النصرة و نخبة العسره، ص 18).
به نظر مى‏رسد كه اين دو نامِ متفاوت، بيش‏تر از آن كه در تلاش باشند از نوعى واقعيتِ نامشخّص، امّا هم‏زمان واقعى سخن بگويند، تلاش مى‏ورزند تا از يك تفاوتِ تاريخى داد سخن دهند و به تفاوتى در نحوه انديشه بشرى كه ميان دو شكلِ متفاوت در جهت حفظ ميراث مكتوب وجود داشته است، اشاره كنند. بدين سان، در برابر نامِ قديمى و اوّليه «دار العلم» كه بدون ترديد قادر است حال و هوايى كلاسيك و سنتّى را به يادِ انسان بيندازد، نامى جديدتر تحت عنوانِ «دار الكتب» آشكار مى‏گردد كه براى تمام «كتاب‏خانه»هاى موجود در نظر گرفته شد (يا همان نام فارسى «كتاب‏خانه»).
به همان اندازه، با در نظر گرفتنِ تمايلاتِ متفاوتِ حمايت و پشتيبانىِ حاميانِ فرهنگ در اين زمينه، مى‏توان تفاوتى را كه ميان اين دو نظام وجود دارد، بهتر درك كرد.
در يك جا، حامى و پشتيبانى وجود دارد كه به تأسيس يك «دار العلم» مى‏پردازد، در حالى كه در دوران و زمانى ديگر، حامى و پشتيبان ديگرى وجود دارد كه به ساختن يك «مدرسه» اقدام مى‏ورزد و اين نكته را نبايد فراموش كرد كه هر دوىِ اين افراد، تمام فعاليّت و تلاش خود را براى تأسيس يك «كتاب‏خانه» نيز به انجام مى‏رسانند.
در هر دوىِ اين نظام‏هاى فرهنگى، ما با يك ماهيتِ شخصى و فردىِ بسيار مشهود رويارو مى‏گرديم و مشاهده مى‏كنيم كه هر يك از اين نظام‏هاى فرهنگى، دوست داشته‏اند چه نوع فعاليّت‏هايى را در داخل اين اماكن به انجام رسانند. در مورد «دار العلم»، حضور دائمى يك الگوى كلاسيك بسيار مشهود است. اين جنبه، در تصاوير تاريخى‏اى كه از دربار پادشاهان ارائه شده است (بويژه در دربار وزيران و آن هنگام

صفحه از 155