مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 143

كه آدمى به «مجالسى» مى‏انديشد كه از سوى ابوحيّان توحيدى در «الامتاع وَالمؤانسة» انجام مى‏گرفته است) به خوبى محفوظ باقى مانده است. يعنى آن جا كه حفاظت و مراقبت از ميراث مكتوب، به هر حال، شيوه‏اى براى نشان دادن اين واقعيت است كه انواع فعاليّت‏هاى گوناگون در زمينه ارتقا و شكوفايى «علم و دانش» صورت مى‏گرفته است و اين كه تا چه اندازه، وزيرى كه حامى و پشتيبانِ فرهنگ و ادب است، از شكوه و جلال والايى نيز برخوردار است.
در دوران حكومت سلسله آل‏بويه، رشته ارتباط ميان اماكنى كه قدرت حكومتى در آن مستقر بود و آنانى كه صرفاً اهل «علم و دانش» بودند (و طبيعتاً از ماهيتى نمادين و هم‏زمان بسيار مشخّص و ملموس برخوردار بود)، در هسته مركزىِ فضاى دربارِ شاه واقع بود و انواع مشاغل و فعاليّت‏هاى عمومى، بر گرد همين فضاى دربار شكل گرفته بود و از آن مكان، مركزى اصلى مى‏آفريد، به گونه‏اى كه فضاى شهرى، به سمت آن نقطه مركزى گرايش پيدا مى‏كرد. و بايد گفت كه اين تصوير، از ماهيتى قديمى و ديرينه برخوردار است؛ يعنى از همان دورانِ آغازين و اوّليه تأسيس «كتاب‏خانه» در دنياى عرب و اسلامى. بدان سان نيز تصويرِ «وزير دربار» كه هم‏زمان حامى و پشتيبان بزرگ و مقتدرى به شمار مى‏رود، تداوم‏بخش آگاه و فرهيخته‏اى است كه به انجام دادن سنّت فرهنگىِ ديرينه‏اى ادامه مى‏دهد (يعنى همان «بيت الحكمه»اى كه در نزديكى «كتاب‏خانه» وابسته به كاخ سلطنتى قرار داشته است). لذا وزير پيوسته وظيفه دارد كه انواع اقداماتى را كه نشانگرِ حضور نمونه يك «حاكمِ آگاه، روشن‏فكر و انديشمند» است، بر گردِ خود جمع‏آورى نمايد. اين تصويرِ تاريخى و بسيار مهم كه از ارتباط ميان «قدرت حكومتى» و «علم و دانش» داد سخن مى‏دهد و دست‏كم از زمان مأمون تا سلسله آل بويه ادامه يافته بود، از سوى حاكمى كه مشاورش كسى مگر يك فيلسوف انديشمند نيست، صورت مى‏گيرد.
حال آن كه «مدرسه»، بر خلاف توضيحاتِ بالا، لازم بود از حالتِ تمركزى كه نسبت به دربار داشت بيرون بيايد و با حالتى محسوس و قابل تشخيص، نقطه توازنى

صفحه از 155