گفتنی است که برخی بر این باورند که این روایات، «اراده» به معنای «عزم بر فعل» را مورد اشاره قرار داده و آن را از صفات فعل میدانند، ولی اراده به معنای «فاعل مختاربودن و مضطر و مجبورنبودن» را که از صفات ذات است، نفی نمیکنند،۱ چرا که جواب امام علیه السلام متناسب با سؤال راوی و قدرت فهم راوی بوده و سؤال راوی نیز درباره اراده به معنای «عزم بر انجام فعل بوده» است؛۲ و در مقابل، محقّقان دیگری با دقتی بیشتر، این دیدگاه را ادعایی بیدلیل دانسته و روایات مذکور را در مقام بیان انحصار اراده الله تعالی به ارادهای که از صفات فعل است، دانستهاند.۳
شبهه: مؤثر تام در عالم، از دو فرض خارج نیست؛ یا باید ازلی باشد و یا حادث.
الف) اگر ازلی باشد، لازمه آن «قدم» ماسوی است، چرا که با وجود مؤثر تام، اگر وجود اثر با او واجب نباشد و متأخر از او باشد، یا باید امر تجدد پیدا کرده باشد که لازمهاش تامنبودن مؤثری است که آن را تام پنداشتهایم و این خُلف است. و یا اینکه امر، تجدد پیدا نکرده، که لازمه آن ترجیح بدون مرجَّح نسبت به یکی از دو طرف ممکن میباشد، زیرا با وجود مؤثر تام، وجود اثر به وقتی غیروقت دیگر اختصاص پیدا کرده است.
ب) و اگر حادث باشد، پس باید علتی داشته باشد، که اگر علتش هم حادث باشد، تسلسل لازم میآید، مگر اینکه به مؤثر قدیم منتهی شود، لکن وجود حادث از مؤثر قدیم محال است.۴
پاسخ: صرف نظر از اینکه این گفتار از صدر تا ذیلش به وسیله حوادث یومیه نقض میشود۵ و قبلیت و بعدیت حقیقی نیز، تنها بعد از وجود «ماسوی» متصور است،۶ به نظر میرسد که:
اولاً، حق این است که مؤثر تام، فاعل مختاری است که ازلی است، لکن وجوب وجود اثر در صورت وجود مؤثر تام، تنها در حق فاعل موجَب _ و در فواعل طبیعی _ پذیرفتنی است، نه فاعل مختاری که یکی از دو مقدور را به اختیارش بر دیگری
1.. ر.ک: الالهیات (جعفر، سبحانی)، ج۱، ص۱۷۵.
2.. ر.ک: همان، ص۱۷۷.
3.. ر.ک: محاضرات فی اصولالفقه، ج۲، ص۳۶.
4.. ر.ک: ممد الهمم، ص۲۸و۲۹. کشف المراد، المسئلة الثالثه فی احکام العلة الفاعلیة، ص۱۱۵.
5.. چنانچه علامۀ حلی میفرماید: «عارضوهم بالحادث الیومی، فإنه معلول، فعلته إما القدیم فیلزم قدمه، أو الحادث فیلزم التسلسل»؛ کشفالمراد، المسئلة السادسةفی عن الأجسام الحادثة،ص ۱۷۴.
6.. ر.ک: البحار، ج۵۴، ص۳۰۱، به نقل از محققطوسی.