عقل در نظرگاه ميرزا مهدى اصفهانى - صفحه 169

امضائى است و تأكيدى است بر آنچه حجّت داخلى الهى بدان حكم كرده است. امّا نسبت به ديگر احكام، بجز آن ده مورد، به زعم او تعبّدى است، تا زمانى كه مستقل بودن آنها نيز برايش كشف شود. پس از آن، پندار او به واقعيّت برمى‌گردد كه امضائى بودنِ آنهاست. نهايت امر آن است كه هركس يك مستقلّ از مستقلّات را درك كرد، نسبت به آنچه به استقلال درك كرده، به امضائى بودن آن حكم معتقد مى‌شود. و نسبت به آنچه بدين‌سان درك نكرده، تعبّدى بودن و تأسيسى بودن آن حكم را معتقد مى‌شود، گرچه اعتقاد او برخلاف واقع باشد. پس هر زمانى مستقلّ بودنِ آن را دانست ـيعنى در زمانى كه عقل او عظيم و فهم او بزرگ شود ـ از آن عقيده برمى‌گردد و آن را با واقع مطابقت مى‌دهد و در اين مطلب، هيچ سخنى نيست.
به نظر ميرزاى اصفهانى، عقل به لحاظ تمامى مدركاتش و جملگى معقولاتش، به دو بخش تقسيم مى‌شود: مطبوع و مسموع. بشر در هر دو حوزه (مطبوع و مسموع) نيازمند مراجعه‌ى به انبياست. امّا جهت مراجعه در هر بخش با ديگرى متفاوت است :

... فالعقل بلحاظ كافّةِ مدرَكاتِه و جملةِ معقولاته يَنقسمُ إلى قسميْنِ، و مدركاتُه أيضآ يَنقسمُ هكذا. فعقلٌ مطبوعٌ و عقلٌ مسموعٌ، و علمٌ مطبوعٌ و علمٌ مسموعٌ. شيخ صدوق، بإسناده قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: انّ الله عزّ و جلّ خلق العقل من نور مخزون مكنون في سابق علمه الّتي لم يطّلعْ عليه نبىٌّ مرسلٌ و لا ملکٌ مقرّبٌ. فجعل العلم نفسه و الفهم روحه و الزهد رأسه و.... 1 فالاوّلُ هي العلومُ المخزونةُ المدفونةُ المكنونةُ و هو ينبوعُها و معدِنُها، و شأنُ الأنبياءِ إنّما هو التنبيه عَلى هذه المكنوناتِ ليثيروا اليهم دفائن العقول. و لا يخلو عن هذا القسم علمٌ من العلوم مطلقآ حتّى علمُ الفيزيک و الشيميِّ و علمُ مباحث ألفاظ الأصولِ

1.الخصال، ج ۴، ص ۴۲۷، باب العشرة، ح ۴

صفحه از 173