نص، علم و عصمت، ويژگى «شجاعت» نيز ذكر شده است:
امامت به علم و نصوصيت و شجاعت و عصمت است، نه به ميراث و خويشى و نسبت ... و با فقد اين خصال، امامت نباشد و اگر چه مرد نسيب و بزرگوار باشد.
امّا محدّث اُرموى، به حق، يادآور مىشود:
به نظر مىرسد كه «و شجاعت» زايد باشد؛ زيرا در مواضع مكرّر اين كتاب، شرايط موجبه امامت را «علم و عصمت و نصوصيت» قرار داده است و بس.۱
همچنين معلوم شد كه هرچند ايشان معجزه را از شرايط موجبه امامت نمىشمارد، امّا ظهور معجزه به دست امام را جايز و ممكن و بلكه گاهى براى اتمام حجّت واجب مىداند؛ امّا نكته بسيار مهمى كه در خور توجّه است، تأكيد عبد الجليل بر بشر بودن امام، در عين اعتقاد به مقامات خدادادى ايشان است. بعضى از معاصران، با «فرابشرى» ناميدن ويژگىهاى اساسى امامان عليهم السلام و طرح قرائت به اصطلاح بشرى از امامت، به نفى مقامات الهى امامان معصوم عليهم السلام مىپردازند؛۲ امّا نويسنده كتاب نقض، بر خلاف انديشه ناصواب آنان، داشتن اين ويژگىها را موجب فراتر رفتن امامان عليهم السلام از دايره مخلوقات نمىداند. ايشان مىنويسد:
امّا آنچه [ نويسنده سنّى] گفته است: «گويند: آنچه على كرد مقدور آدميان نباشد» هر كه را از عقل و علم اندك مايه بهرهاى باشد، اين معنى نگويد و به روا ندارد ... آنچه آدميان بدان و امثال آن قادر نباشند، چون خلقِ اجسامِ عالم و اعراضِ مخصوصه، على نيز بر آن قادر نباشد و جنس آن داخل نباشد تحت مقدور بشر.۳
1.همان جا (پاورقى).
2.ر.ك: «قرائت فراموش شده»، محسن كديور، مجلّه مدرسه، ش۳ و براى آگاهى از نقد اين ديدگاه ر.ك: «منصب امامت، مقامى بشرى يا فرابشرى»، اصغر غلامى، فصلنامه كلام اسلامى، ش۷۳ (بهار ۸۹)، ص ۸۶ - ۱۱۲.
3.نقض، ص۷۸.