اشاره به اين نكته، مهم است كه: اگر چه ممكن است شيعه از نگاه عبد الجليل قزوينى، با اعتقادات شيعه در عصر حاضر، اندكى تفاوت داشته باشد با اين حال، چنين تفاوتهايى، ضررى به مقصود ما - كه بررسى ارتباط ميان تشيّع و تصوّف است - نمىزند؛ زيرا اين مقدار از اختلاف در ديدگاه، از يك طرف، در طى نُه قرن فاصله، طبيعى به نظر مىرسد و از طرف ديگر، اين تفاوتْ به گونهاى نيست كه در ارزيابى ما از اين رابطه، دخالت و تأثيرى در آن داشته باشد.
تصوّف در نگاه عبد الجليل قزوينى
اين كتاب، چون در موضوع تصوّف نوشته نشده، پس نبايد توقّع داشت كه مطالب علمى و جداگانهاى در مورد تصوّف در آن يافت شود. به همين دليل، مطالب، غالباً در باره متصوّفه و اشخاصى كه به تصوّف و زهدْ معروفاند، آمده است كه آنها را مورد بررسى قرار مىدهيم.
تأييد متصوّفه
مؤلّف در جاى جاى كتاب، برخى از كراماتى را كه از متصوّفه نقل شده، بيان مىدارد و تلويحاً آنها را تأييد و تلقّى به قبول مىكند و از آنها براى جواب دادن به مسائل مطرح شده، استفاده مىكند. به عنوان نمونه، در جايى كه نويسنده فضائح به شيعيان طعن مىكند كه آنها معجزات پيامبر را به على مىبندند، مىگويد:
شيخ جُنيد به روزى، از بغداد به شام آمد و شيخ شبلى به ساعتى از كوفه به بيت الحرام و معروف كرخى را از ميانه سنگ، طعام آمد و ابوالحسن نورى را از درختْ سلام آمد و اين پيران نكوطريقت، هرگز اين دعوى نكردند.۱
چنانچه روشن است، كرامامت آنها را نقل كرده و حتّى از ايشان به «پيران نكوطريقت» ياد مىكند. يا در جايى ديگر، وقتى نويسنده فضائح از معجزات ائمّه عليهم السلام سخن به ميان مىآوَرَد، آنها را محال مىداند، اين گونه پاسخ مىدهد:
در كتب اهل سنّت و جماعتْ مذكور است و از شيوخ متصوّفه نقل افتاده