تشيّع و تصوّف در كتاب «نقض» - صفحه 453

اشاره به اين نكته، مهم است كه: اگر چه ممكن است شيعه از نگاه عبد الجليل قزوينى، با اعتقادات شيعه در عصر حاضر، اندكى تفاوت داشته باشد با اين حال، چنين تفاوت‏هايى، ضررى به مقصود ما - كه بررسى ارتباط ميان تشيّع و تصوّف است - نمى‏زند؛ زيرا اين مقدار از اختلاف در ديدگاه، از يك طرف، در طى نُه قرن فاصله، طبيعى به نظر مى‏رسد و از طرف ديگر، اين تفاوتْ به گونه‏اى نيست كه در ارزيابى ما از اين رابطه، دخالت و تأثيرى در آن داشته باشد.

تصوّف در نگاه عبد الجليل قزوينى‏

اين كتاب، چون در موضوع تصوّف نوشته نشده، پس نبايد توقّع داشت كه مطالب علمى و جداگانه‏اى در مورد تصوّف در آن يافت شود. به همين دليل، مطالب، غالباً در باره متصوّفه و اشخاصى كه به تصوّف و زهدْ معروف‏اند، آمده است كه آنها را مورد بررسى قرار مى‏دهيم.

تأييد متصوّفه‏

مؤلّف در جاى جاى كتاب، برخى از كراماتى را كه از متصوّفه نقل شده، بيان مى‏دارد و تلويحاً آنها را تأييد و تلقّى به قبول مى‏كند و از آنها براى جواب دادن به مسائل مطرح شده، استفاده مى‏كند. به عنوان نمونه، در جايى كه نويسنده فضائح به شيعيان طعن مى‏كند كه آنها معجزات پيامبر را به على مى‏بندند، مى‏گويد:
شيخ جُنيد به روزى، از بغداد به شام آمد و شيخ شبلى به ساعتى از كوفه به بيت الحرام و معروف كرخى را از ميانه سنگ، طعام آمد و ابوالحسن نورى را از درختْ سلام آمد و اين پيران نكوطريقت، هرگز اين دعوى نكردند.۱
چنانچه روشن است، كرامامت آنها را نقل كرده و حتّى از ايشان به «پيران نكوطريقت» ياد مى‏كند. يا در جايى ديگر، وقتى نويسنده فضائح از معجزات ائمّه عليهم السلام سخن به ميان مى‏آوَرَد، آنها را محال مى‏داند، اين گونه پاسخ مى‏دهد:
در كتب اهل سنّت و جماعتْ مذكور است و از شيوخ متصوّفه نقل افتاده

1.همان، ص ۶۶.

صفحه از 460