مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 138

«مدرسه» در جامعه بود (متحّده 1997م و نيز لَمبتُن 1981م). در نتيجه، لازم است كه آدمى، تفاوت ميان تصاوير تاريخىِ موجود براى «دانش» و نيز تمام عملكردهاى واقعى و حقيقى‏اى را كه در سازماندهى مطالعات و تقسيم‏بندىِ «دانش» صورت مى‏گرفت، تشخيص دهد.
اين عملكردهاى واقعى، از طريق طبقه‏بندى‏هاى بى‏شمارى كه در علوم گوناگون در قرن چهارم و پنجم هجرى (قرن دهم و يازدهم ميلادى) صورت گرفته بود، نمايان مى‏شد: از فارابى و بوعلى‏سينا گرفته تا غزّالى (آن نيز براى آن كه صرفاً چند نام بسيار مشهور را ذكر كرده بوده باشيم). بدين سان، آدمى نه تنها مى‏تواند نوعى تنوّع و تفاوت در ارائه انواع تئورى‏ها در ارتباط با مسئله «دانش» به دست آورد، بلكه هم‏زمان از نوعى كتابچه راه‏نماى ملموس و دقيق براى مسيرهاى متفاوتى كه براى رشته‏هاى تحصيلى وجود داشت، بهره‏مند گرديد. اين وضعيت، به مانند آينه‏اى است كه اين تفاوت‏ها را در طول جريان مسيرى كه پيموده بودند، به معرض ديد مى‏گذارد و نشان مى‏دهد كه در طول دو قرن، شيوه‏هاى گوناگون آموزش و تعليم در يك شهر اسلامى، به چه شكل بوده است.

فصل چهارم : [مدرسه سنّيان در برابر دار العلم شيعيان‏]

ميزان اطّلاعاتى كه اِش جمع‏آورى كرده است، به خودى خود نشان مى‏دهد كه نوعى عدم تجانس در هسته مركزىِ سياست و مذهب در فضاى «دار العلم» وجود داشته است كه البته نمى‏توان آن را به عنوان نوعى «تضاد» و اختلاف و درگيرى فاحش با «مدرسه» در نظر گرفت؛ بلكه بايد آن را بيشتر به عنوان چشم‏اندازى از انواع عملكردهاى واقعى از دانش‏ها و معارفى كه تحت‏الشعاع كثرت انواع رشته‏هاى تحصيلى موجود در «دار العلم» قرار مى‏گرفتند، در نظر گرفت. بدين سان، كتابچه مواد و برنامه‏هاى آموزشىِ مربوط به «دار العلمِ» شاپور بن اردشير كه از سوى سبط ابن جوزى محفوظ نگاه داشته شد، به ما نشان مى‏دهد كه معيار الهام‏بخشِ

صفحه از 155