مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 139

«كتاب‏خانه»، همچنان به سوى الگويى كلاسيك (كه مسئله «تنوّع» و «كثرت»، سخن اوّل را در آن مى‏گفت) معطوف است و اين كه حجم فراوان كتاب‏ها، بر اساس نوعى طبقه‏بندى بر اساس رشته‏هاى آموزشى، تنظيم و سازماندهى مى‏شده است. براى مثال، «علوم دينى» (يعنى مصاحف، تفسير و قرائت قرآن، فقه بر اساس مكاتب گوناگون فقهى، كلام، خلاف و انواع متون مرتبط با اهل بيت) و همين طور «ادب» (كه شامل انساب و شناخت متون ادبى و لغت‏شناسى تاريخى و دستور زبان و آشنايى با كلمات و تركيبات و شعر و تاريخ مى‏گرديد) و نيز علوم عقلى (به مانند علم پزشكى، نجوم، فلسفه و هندسه).
در مرحله‏اى ثانوى، اين چشم‏انداز ظاهراً تحت سلطه «مدرسه» قرار داشت؛ زيرا «مدرسه» به عنوان يگانه ماهيتِ مشهود و فاحش، براى ايجاد نزديكى ميان «نخبگان روشن‏فكر» و سياستِ حمايت‏گرانه حاميانِ بانفوذ به شمار مى‏رفت و مديريت كلّى اين امور از سوى سلجوقيان، در قلمرو فرهنگ عمل مى‏كرد، آن نيز با حضور فضاهاى شهرى و انواع اماكنِ انتقال و تبادل عمومى «علم و دانش» كه با طبقه‏بندى‏هاى عمومى از كلّ علومِ موجود مشخّص مى‏گرديد؛ طبقه‏بندى‏اى بسيار مشهور و پيش‏رفته كه بر اساس تقسيم‏بندى علوم اسلامى و علوم بيگانه انجام مى‏گرفت و همچون الگويى تخصّصى از انواع اطّلاعات و آگاهى‏ها و زمينه‏هاى تحقيقاتىِ آنها نمايان مى‏شد.
و به راستى اِش، براى بارى ديگر، به كشف كردن تعدادى «دار العلم» كه كاملاً پيرو آيين سنّت بودند نائل گرديد، به گونه‏اى كه برخى از آنها، از همان دوران حكومت سلجوقيان شكل گرفته بودند. بد نيست براى نوبتى ديگر، از «دار العلمِ» ابن سِوار در بصره (در قرن چهارم هجرى مصادف با قرن دهم ميلادى) سخن گفت كه مقدسى [مؤلّف أحسن التقاسيم‏] از آن نام برده و به نظر مى‏رسد كه نخستين «كتاب‏خانه»اى بوده است كه با حكم شرعى و برگشت‏ناپذيرِ «وقف» بنا نهاده شده بود؛ و يا آن «دار العلمى» كه باز هم در بصره واقع بود و از سوى قاضى القضات ابوالفرج بن ابى البقاء

صفحه از 155