مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 146

داشته است و بُندارى بدين شكل به توصيف آن مى‏پردازد:«در طول بارِ عام، آن هنگام كه عموم مردم اجازه شرفيابى به حضور خليفه را پيدا مى‏كنند، خليفه در برابر ديدگان مردم ظاهر مى‏شود، در حالى كه با برجسته‏ترين افراد و چهره‏هاى والامقام دربار خود از راه مى‏رسد؛ امّا در كنار او، بيش از همه، شاعران و پزشكان و عرفا و فقها حضور دارند...».
لذا جاى كوچك‏ترين ترديدى نيست كه با شكل‏گيرى «مدرسه» و با «علم و دانشى» كه اين نظام جديد در تلاش است به صورت سازماندهى‏شده ارائه كند، علم فقه و پزشكى، به عنوان دو شغل بسيار برجسته و والا - كه از بيشترين ماهيت سودمندى براى جامعه و فايده عمومى براى شهروندان برخوردار اند و بهترين اشكالِ ملموسِ «علم و دانش» به شمار مى‏روند - ، آشكار مى‏گردند، و اين انديشه، با نهايت روشنى، در نوشته غزّالى (در فاتحة العلوم) به رشته تحرير در آمده است. از اين رو، «مدرسه»، قادر است با ماهيت جديد و بديع خود، بر موضوع تاريخى‏اى كه درست در مركز اين الگوى جديد قرار دارد تأثير گذارد؛ يعنى همانا حمايت و پشتيبانى مالى و توجّه توأم با علاقه‏مندى چهره‏هاى برجسته (شاهان و وزرا) را به بهترين شكلِ ممكن، به معرض نمايش مى‏گذارد.

فصل پنجم : [سياست فرهنگى وزرا؛ حمايت از دارالعلم يا مدرسه!]

تصاويرِ ارائه‏شده از وزرا در منابع دوران سلسله آل‏بويه، از ماهيتى بسيار مشخّص برخوردار است. كافى است به ياد ابن عميدِ فرهيخته و فاضل بيفتيم (م 360ق / 970 م) كه از سوى مسكويه توصيف شده است، و يا به شرح زندگى ابن عميد و نيز ابن عبّاد بينديشيم كه در كتاب أخلاق الوزيرين توحيدى نگاشته شده است.
در اين توصيفات، فعاليّتِ سياسى اين افراد، در سايه‏اى از ابهام باقى نهاده شده است تا بيشتر به توصيفِ دقيق و سراسر آكنده از جزئياتى نيكو، از حمايت و پشتيبانى مالى و معنوى و نيز توجّه فرهنگى عميقِ اين افراد نسبت به مسئله «دانش»

صفحه از 155