پرداخته شود. اين توصيفات، به عنوان پيشزمينهاى براى نشان دادن شخصيّت برجسته و ارزشمند اين افراد، مورد استفاده قرار مىگيرد. در دوران حكومت سلجوقيان و با در نظر گرفتن كم بودن اسناد و مدارك بر جاى مانده، آدمى متوجّه مىشود كه اين تلاشهاى معمول و هميشگى، حالت و ماهيتى تغييريافته و معكوس با روند پيشين پيدا كرده بودند. براى مثال، در مهمترين آثار و منابع بر جاى مانده از دوران سلجوقيان (به مانند اخبار بُندارى و راوندى)، نگارندگان وقايع، بيشتر به صفتِ مديريت اين وزرا در ارتباط با سياست توجّه ابراز داشتهاند (كلاسنِر 1973م).
اين منابع، بيشتر از تأثيرات و بازتابهاى مؤثّر و مفيدى كه آنان در انجام دادن كارهاى سياسى بر جاى گذاشته بودند، سخن مىگويند؛ كارهايى كه از آن جمله مىتوان تأسيس انواع «مدارس» را نام برد. بدين سان، از انواع تصميمگيرىها و برخوردهاى اين وزرا، در انواع شورشها و اغتشاشاتى كه در درگيرىهاى موجود ميان شافعيان و حنفيان صورت مىگرفت، سخن به ميان آورده مىشود (به نوشتههاى بُندارى و راوندى مراجعه شود. پس از مطالعه اين نوشتهها، آدمى نتيجه مىگيرد كه «مدارس» و «كتابخانه»ها نيز در برخى از مواقع، دستخوش حريق مىشدند و نابود مىگشتند).
تصويرِ «سياستِ فرهنگى»اى كه اين منابع ارائه مىكنند، تنها از آثارى بسيار مذهبى كه از فايدهاى كلّى براى عمومِ مردم برخوردار بود، سخن مىگويند. كتبى كه حاكمانِ وقت، در طولِ دورانِ حكومتشان، به حمايت و پشتيبانى از آنها اقدام مىورزيدند و سپس پيگيرىهاى بعدى، از سوى وزرا در طول دورانِ وزارتشان و يا از سوى ديگر چهرههاى برجسته و عالىمقام حكومتى انجام مىگرفت. راوندى به شيوهاى سطحى و بدون آن كه زياد وارد جزئيات شود، از كارهايى كه داراى جنبهاى عمومى، در جهت بهبود بخشيدن به وضعيت شهرها و قلمرو دولتى سلجوقيان بود سخن مىگويد؛ «مدارسى» كه به صورت «وقفى» تأسيس شده بودند، و نيز انواع مساجد و كاروانسراها و خانقاهها و جادّهها و كانالهاى آبيارى در زمينهاى زراعى.
جزئيات و توضيحاتى بيشتر در باره اوضاع سياسى و فرهنگى، از نوشتهاى به